2-2- خانواده و نزدیکان خاقانی……………………………………………………………………………….9
2-3- محل و زمان تولد و وفات خاقانی………………………………………………………………..10
2-4- مروری برسبک شعر در قرن ششم ……………………………………………………………11
2-4-1- سبک آذربایجانی ……………………………………………………………………………………12
2-5 ـ مختصات شعر در قرن ششم ……………………………………………………………………..13
2-5-1- سطح زبانی ……………………………………………………………………………………………..13
2-5-2- سطح فکری …………………………………………………………………………………………….13
2-5-3- سطح ادبی ………………………………………………………………………………………………14
2-6- سبک شعری خاقانی ……………………………………………………………………………………14
عنوان صفحه
2-7- مضامین و موضوعات شعر خاقانی ………………………………………………………………17
2-7-1- وطن دوستی …………………………………………………………………………………………..17
2-7-2 فلسفه ستیزی …………………………………………………………………………………………..17
2-7-3- نجوم ……………………………………………………………………………………………………….18
2-7-4- طب …………………………………………………………………………………………………………18
2-7-5- موسیقی ………………………………………………………………………………………………….19
2-7-6- قرآن و علوم دینی …………………………………………………………………………………..20
2-7-7- مدح ………………………………………………………………………………………………………..20
2-7-8- نرد و شطرنج …………………………………………………………………………………………..21
2-7-9- خاقانی وآئین مسیحیت ………………………………………………………………………….21
2-7-10- حبسیّات ………………………………………………………………………………………………22
2-7-11- مفاخره ………………………………………………………………………………………………….23
2-7-12- ستایش پیامبر(ص) و کعبه ………………………………………………………………….23
2-7-13- توصیف صبح ………………………………………………………………………………………..24
2-7-14- اطلاعات عمومی …………………………………………………………………………………..24
2-8- زیبا شناسی و صورخیال در شعر خاقانی ……………………………………………………25
2-8-1- استعاره ……………………………………………………………………………………………………25
2-8-2- تشبیه ……………………………………………………………………………………………………..26
2-8-3- کنایه ……………………………………………………………………………………………………….27
2-8-4- مجاز ………………………………………………………………………………………………………..28
2-8-5- آرایه‌های دیگر ………………………………………………………………………………………..28
فصل سوم: شرح و توضیح هفت ترکیب‌بند بلند شرح نشده‌ی خاقانی
3-1- ترکیب‌بند اوّل با مطلع« دلا از جان چه برخیزد یکی جویای جانان شو »
درموعظه و نعت رسول اکرم‌(ص) و تخلّص به مدح ناصرالدّین ابراهیم ……………….31
عنوان صفحه

3-2-ترکیب‌بند دوم بامطلع«خوش‌خوش به روی ساقیان لب‌گشت خندان صبح‌را»
در مدح جلال‌الدّین ابوالمظفر اخستان …………………………………………………………………63
3-3- ترکیب‌بند سوم با مطلع « جام ز می دوقلّه کن خاصّ برای صبحدم »
در مدح جلال‌الدّین اخستان شروان‌شاه ……………………………………………………………..123

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

3-4- ترکیب‌بند چهارم با مطلع « خنده‌ی سر به مهر زد دم صبح »
در مدح جلال‌الدّین ابوالمظفر اخستان شروان‌شاه ……………………………………………..177
3-5- ترکیب‌بند پنجم با مطلع « جو‌ به جو راز جهان بنمود صبح »
در مدح جلال‌الدّین ابوالمظفر اخستان ……………………………………………………………….224
3-6- ترکیب‌بند ششم با مطلع « برقع زرنگار بندد صبح »
در مدح جلال‌الدّین ابوالمظفر اخستان ……………………………………………………………….279
3-7- ترکیب‌بند هفتم با مطلع « سر چو آه عاشقان برکرد صبح »
نوروزیه در مدح جلال‌الدّین ابوالمظفر شروان‌شاه اخستان …………………………………336
فصل چهارم: نتیجه گیری
نتیجه‌ گیری: ……………………………………………………………………………………………………….376
فهرست منابع و مآخذ ………………………………………………………………………………………….380
فهرست کوته نوشت منابع
آنندراج = فرهنگ آنندراج
برهان = برهان قاطع
دهخدا = لغت‌نامه‌ی دهخدا

غیاث = غیاث اللغات
فرس = لغت فرس
فرهنگ لغات = فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی
معین = فرهنگ فارسی معین
ناظم الاطباء = فرهنگ نفیسی(ناظم الاطباء)
فصل اول
مقدمه و کلیات
مقدمه
انس و آشنایی با افکار واندیشه‌های هر شاعری نیازمند شناخت سبک و پیام سخن اوست. بسیاری از آثار بزرگان ادبی ما به دلیل استفاده از اصطلاحات و ترکیبات خاص، صور خیال و هنرهای شاعرانه نیاز به شرح و توضیح دارند. یکی از این شاعران پرآوازه که شعر او به دلیل استفاده از تعبیرات، تلمیحات، صور خیال، ترکیبات پیچیده و نغز و وصف‌های بدیع و بی‌نظیر نیاز به شرح و توضیح دارد خاقانی شروانی است .
درک و شناخت اشعار خاقانی نیازمند به داشتن اطلاعات گسترده، آشنایی با اخبار و احادیث و آگاهی از اصطلاحات علمی معمول و رایج روزگار شاعر است. اندیشه‌ها و افکار شاعر چنان در الفاظ و ترکیبات پیچیده قرار گرفته است که درک و فهم آن برای خوانندگان و علاقه‌مندان دنیای پر راز و رمز این شاعر دیرآشنا به آسانی میسّر نیست.
۱-۱- اهداف تحقیق
۱- آشنایی با سیر فکری و اندیشه‌های شاعر.
۲- شرح و توضیح واژگان و مشکلات هفت ترکیب‌بند شرح نشده‌ی خاقانی.
۳- کشف و شناخت زیبایی‌ها و آرایه‌های ادبی در ترکیب‌بندهای انتخابی.
۴-توضیح و تشریح نکته‌های تاریخی، اجتماعی و … در ترکیب‌بندهای انتخابی.
۱-۲- اهمیّت و ضرورت تحقیق
آگاهی و تسلط خاقانی بر شیوه‌ها و قالب‌های مختلف شعر فارسی، او را به یکی از نامدارترین شاعران پارسی‌گوی قرن ششم تبدیل کرده است. دیوان خاقانی جلوه‌گاه عناصر فرهنگی و اجتماعی و تاریخی روزگار اوست که نه تنها ادب دوستان را مفید است؛ بلکه جامعه شناسان نیز می‌توانند از آن بهره‌ها جویند.
زبان پرشکوه و فخیم شاعر و پایه‌ی بلند علم و دانش او غالباً فهم اشعارش را دشوار می‌کند. تاکنون شرح‌های بسیاری بر قصاید خاقانی نوشته شده ولی به ترکیب‌بندهای این شاعر پرآوازه کمتر توجه شده است. ما در این تحقیق در حدّ توان به شرح و توضیح ابیات، تعبیرات، واژگان و آرایه‌های ادبی هفت ترکیب‌بند بلند و شرح نشده‌ی او خواهیم پرداخت.
۱-۳- فصل‌های پایان نامه
این پایان نامه در چهار فصل تنظیم شده است که به ترتیب عبارتند از:
فصل اول شامل مقدمه، اهداف تحقیق، اهمیّت و ضرورت تحقیق، تحقیقات گذشته و روش تحقیق است.
فصل دوم در بردارنده‌ی مروری بر سبک شعر در قرن ششم و آشنایی با سبک شعری خاقانی است.
فصل سوم به شرح و توضیح کامل هفت ترکیب‌بند بلند شرح نشده‌ی خاقانی اختصاص دارد.
فصل چهارم به نتیجه گیری پرداخته است.

۱-۴- پیشینه‌ی تحقیق
قدرت بیان، تعبیرات و اصطلاحات ناب و کم نظیر خاقانی، شارحان را بر آن داشته تا شرح و تحلیل‌هایی براشعار او بنویسند. این شارحان به صورتی گزینشی عمل کرده و تمام آثار خاقانی را به صورت کامل شرح نکرده‌اند. در این جا برخی از شرح‌های قدیم و جدید داخلی و خارجی که بر اشعار او نوشته شده را بیان می‌کنیم:
1-4-1- شرح گذشتگان بر اشعار خاقانی
شیخ آذری طوسی(۸۳۰ ﻫ . ق ) قصیده‌ی معروف« ترسائیه » با عنوان « فلک کژ روتر است از خط ترسا » را شرح داده و این شرح را در کتاب« جواهرالاسرار » آورده است.
وی در این شرح گاهی برخی ابیات را به طور کامل شرح کرده و گاهی فقط یک واژه را توضیح داده است. شرح آذری به خاطر فضل تقدّم و این که به نکاتی توجه کرده که در شروح دیگر به آن توجه نشده است، اهمیّت ویژه‌ای دارد.
محمّدبن داوودبن محمّدبن محمود علوی شادی آبادی(۹۱۶ﻫ . ق) شرحی بر چهل و چهار قصیده‌ی خاقانی نوشته است. شرح شادی آبادی، شرحی مفصّل و مشبّع است.
محمّد بن خواجگی گیلانی(۱۰۲3 ﻫ . ق) شرحی با عنوان«ختم الغرائب» بر سیصد و پنجاه بیت از سی و چند قصیده‌ی خاقانی نوشته است که متأسفانه در حین شرح، نویسنده دار فانی را وداع گفته و شرحش ناقص مانده است.
عبدالوهّاب بن محمودالحسنی الحسینی المعموری(۱۰۹۰ ﻫ . ق) که به غنایی تخلّص داشته، شرحی به نام« محبت نامه » نوشته است. از این شرح نسخه‌های متعددی در دست است. این شرح به عنوان رساله‌ی دکتری به وسیله‌ی محمد حسین کرمی و با راهنمایی دکتر سجادی تصحیح شده است.
نورالدّین‌علی‌بن‌یارعلی(۹۷6 ﻫ . ق) که از دانشوران قرن دهم بوده، قصیده‌ی « حبسیّه‌ی » خاقانی را شرح کرده که تنها نسخه‌ی شناخته شده‌ی این شرح در آکادمی علوم ازبکستان موجود است. این شرح در ۴۳ صفحه نوشته شده است.

1-4-2- شرح معاصران بر اشعار خاقانی
حاشیه‌ی مرحوم علی عبدالرسولی بر دیوان خاقانی در سال ۱۳۱۷ که ضمن تصحیح به طور خلاصه به شرح برخی عبارات و واژه‌ها پرداخته است.
آیینه‌ی عبرت از دکتر محمد جواد شریعت در سال ۱۳۴۸ که به شرح لغوی قصیده‌ی ایوان مدائن پرداخته است.
فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی شروانی در دو جلد از دکتر سید ضیاء الدّین سجادی که به معانی واژگان و تعبیرات دشوار می‌پردازد.
بزم دیرینه‌ی عروس شرح پانزده قصیده‌ی خاقانی از معصومه معدن کن که در سال ۱۳۷۲ چاپ شده است.
شرح قصیده‌ی ترسائیه با عنوان سوزن عیسی از میرجلال الدّین کزّازی که به وسیله‌ی انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی چاپ و منتشر شده است.
شاعر صبح از دکتر سید ضیاء الدّین سجادی که به شرح ۳۵ قصیده، یک ترکیب‌بند، چند غزل، قطعه، رباعی و قصیده‌ی کوتاه می‌پردازد.
ارمغان صبح از دکتر نصرالله امامی که شرح گزیده‌ای از قصاید خاقانی به طور مختصر است.
سراچه‌ی آوا و رنگ از دکتر میرجلال الدّین کزّازی است که به شرح دوازده قصیده، یک ترکیب‌بند، شانزده غزل، نه قطعه و هفت رباعی می‌پردازد.
آتش اندر چنگ از دکتر مهدی ماحوزی که به مقایسه‌ی قصیده‌ی ایوان مدائن خاقانی با قصیده‌ی سینیه‌ی بحتری می‌پردازد. هم‌چنین به طور خلاصه به شرح گزیده‌ای از اشعار خاقانی پرداخته است.

خار خار بند و زندان از دکتر عباس ماهیار که در سال ۱۳۷۶ به وسیله‌ی انتشارات قطره چاپ شده و شرح قصیده‌ی معروف به « ترسائیه» است.
گزیده‌ی اشعار خاقانی از دکتر عباس ماهیار که شامل شرح گزیده‌ای از بیست قصیده، دوازده غزل و چند قصیده‌ی بدون شرح است.
رخسار صبح از دکتر میر جلال الدین کزازی که قصیده‌ای بلند از او با ردیف « برافکند» را از سه دیدگاه واژه شناسی، زیباشناسی و ژرف شناسی شرح کرده است.
شرح مشکلات دیوان خاقانی از دکتر محمد رضا برزگرخالقی که قصیده‌ی اول تا قصیده‌ای به مطلع « سر چه سنجد که هوش می بشود » را شرح داده است.
شرح مشکلات دیوان خاقانی، ثری تا ثریا از دکتر عباس ماهیار که در این اثر به توضیح اصطلاحات نجومی پرداخته و ابیاتی را به عنوان شاهد مثال آورده است.
شرح مشکلات دیوان خاقانی، پنج نوش سلامت از دکتر عباس ماهیار که به توضیح برخی از بیماری‌ها و داروها که در دیوان خاقانی آمده، پرداخته است.
« مرثیه خوان مداین » از دکتر محمدرضا برزگر خالقی و محمد حسین محمدی که به شرح کامل چهارده قصیده‌ی خاقانی می‌پردازد.
شعر خاقانی از دکتر جعفر مویّد شیرازی که گزیده‌ی حدود شصت و هشت شعر از دیوان خاقانی است که بیشتر غزلیات و برخی قصاید را آورده است.
شرح مشکلات دیوان خاقانی(هشت قصیده‌ی بلند شرح نشده) مریم امینی فر، پایان نامه‌ی دانشجویی کارشناسی ارشد دانشکده ادبیات و علوم انسانی شیراز، دانشگاه شیراز
شرح دشواری‌های دیوان خاقانی(شش قصیده‌ی شرح نشده) اعظم حسینی، پایان نامه‌ی دانشجویی کارشناسی ارشد دانشکده ادبیات و علوم انسانی شیراز، دانشگاه شیراز
شرح مشکلات دیوان خاقانی(هفت قصیده‌ی بلند شرح نشده) حمیدمهران فر، پایان نامه‌ی دانشجویی کارشناسی ارشد دانشکده ادبیات و علوم انسانی شیراز، دانشگاه شیراز
شرح مشکلات دیوان خاقانی(پنج قصیده‌ی بلند شرح نشده) جلیل خلیلی بهرامی، پایان نامه‌ی دانشجویی کارشناسی ارشد دانشکده ادبیات و علوم انسانی شیراز، دانشگاه شیراز
پژوهش‌ها و شرح‌های انجام شده همگی ارزشمند و گره‌گشای بسیاری از دشواری‌ها و مشکلات اشعار خاقانی است ولی در این شروح بیشتر به قصاید پرداخته شده و کمتر به ترکیب‌بندهای خاقانی توجه شده است. هدف ما در این تحقیق شرح و توضیح کامل هفت ترکیب‌بند بلند است که تا کنون به طور کامل شرح نشده است.
1-4-3- تحقیقات خارجی
تعدادی از محققان خارجی درباره‌ی خاقانی تألیفات و شرح‌هایی نوشته‌اند که به چند مورد در زیر اشاره می‌کنیم:
هان. و. خانیکوف(۱۸۲۲-۱۸۷۸م) اولین خاور شناسی است که در مورد خاقانی تحقیقات کاملی انجام داده است.
ادوارد برون، دیگر محقق سرشناس، خلاصه‌ی تحقیقات خانیکوف را در تاریخ ادبیات خود ذکر کرده است.
هرمان. اِته یکی دیگر از محققان معاصر است که از تحقیقات خانیکوف استفاده کرده و می‌گوید «اشعار خاقانی مشحون از تصنّعات و تکلفات بسیار و کنایات و استعارات غریب است.»
ث. زالمان از دیگر خاورشناسانی است که درباره‌ی رباعیات خاقانی رساله‌ای نوشته و آن مملو از منابع، فهرست‌ها و لغات مشهور است، ولی مطالعات و تحقیقات او از آن چه خانیکوف یافته تجاوز نمی‌کند.
ولادیمیر مینورسکی یکی دیگر از مستشرقین معاصر است که در باره‌ی شرح و ترجمه‌ی قصیده‌ی مسیحیت (ترسائیه) رساله‌ای به زبان انگلیسی نوشته است.
یوری مار، تحقیقاتی راجع به متن قصیده‌ی ترسائیه‌ی خاقانی انجام داده است.

1-5- روش تحقیق
روش تحقیق در نوشتن این پایان‌نامه، توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای است. ابتدا به آثاری که درباره‌ی خاقانی نوشته شده است مراجعه کرده‌ایم تا اطلاعاتی درباره‌ی این شاعر، سبک شعری و افکار و اندیشه‌های او به دست آوریم، سپس ترکیب‌بندهای انتخابی را مطالعه و واژگان، ترکیبات و اصطلاحات دشوار را یادداشت نمودیم و با مراجعه به فرهنگ‌ها و لغت‌نامه‌ها معانی آن‌ها را در برگه‌هایی یادداشت کردیم و با استفاده از کتب بلاغی به شناسایی زیبایی‌های ادبی و هنری اشعار پرداختیم و با استفاده از همه‌ی یادداشت‌ها ابیات را شرح و توضیح دادیم، در ضمن در قسمت توضیحات، با ذکر منابع به شرح اصطلاحات مختلف نجومی، علمی، پزشکی و دارویی پرداختیم.
در قسمت توضیحات، هرکجا که توضیحی تکراری بود به صورت ارجاع ذکر کردیم که عدد اوّل شماره ترکیب‌بند و عدد بعد از ممیز شماره‌ی بیت است. نمونه: توضیحات(۴/۳۵) یعنی: ترکیب‌بند چهار، بیت سی و پنج.
لازم است یادآوری شود که نسخه‌ی مورد استفاده در شرح هفت ترکیب‌بند این پایان‌نامه بر اساس نسخه‌ی تصحیح شده‌ی شادروان دکتر سجّادی است. نام منابعی که کاربرد بیشتری داشته‌اند و در قسمت‌های مختلف از آن‌ها استفاده شده به صورت کوته نوشت در ابتدای این پایان‌نامه ذکر شده و فهرست تمام منابع و مآخذی که از آن‌ها استفاده شده است در قسمت آخر پایان‌نامه به صورت کامل بیان کرده‌ایم.
فصل دوم
گذری بر احوال خاقانی و سبک شعر در قرن ششم
گذری بر احوال خاقانی و سبک شعر در قرن ششم
2-1- زندگی خاقانی
نام:
« نامش بنا بر آن‌چه تذکره نویسان نوشته‌اند بدیل است. خود شاعر نیز در بیتی به نامش اشاره کرده است:
بــدل مـــن آمــــدم انـــــدر جهـــان سنــــایـی را
بـدیــن دلیـل پـــدر نــام مــن بــدیــل نــهاد
بعضی از تذکره نویسان نام او را ابراهیم و بعضی عثمان دانسته و ابو بدیل را برای او کنیه آورده‌اند؛ امّا آن‌ها که نامش را ابراهیم دانسته‌اند به استناد این بیت است که می‌گوید:
بخـــوان معــنی آرائـــی براهــیمی پــدیـــد آمـــد
ز پشــت آزر صــنعت، علــی نــجار شــروانـــی
و این دلیل درست نیست؛ زیرا در این جا مقصود ابراهیم بت شکن است و یاء وحدت قرینه‌ی آن است که به آخر اعلام متصل نمی‌شود. خانیکوف مستشرق معروف نیز نام او را ابراهیم ضبط کرده‌ است. پرفسور مینورسکی هم در رساله‌ی خود نام او را ابراهیم ذکر کرده است.» (مقدمه‌ی دیوان، ۱۳۸۸: شش)
لقب:
« در زمان حیاتش به افضل الدّین شهرت داشته و همین لقب در اشعارش در موارد زیادی آمده است و خود او در اشعارش از زبان امام عمادالدین ابوالمواهب می‌گوید:
هـــــم کــــــرد مــــــرا دعـــــا گـــــه نــــزع
گفـــت افضــــل شــــرق و غـــــرب بـــــادی
در تحفه العراقین در مرثیه‌ی امام عمادالدین ابوالمواهب گوید:
تــــــــــــــــــا آخـــــــــــــــــر دم ز روز اول
بـــودی بـــه زبـــانــــش افضـــــل افضــــــل
بعضی گفته‌اند که شروان شاه اخستان او را سلطان الشعرا لقب داده امّا در اشعار خود او یا معاصرینش این لقب نیامده است و لقبی که بیشتر در اشعارش آمده حسان العجم است و گویا از جانب عم خود کافی الدین عمربن عثمان این لقب را یافته است.

مصـطفی حــاضــر و حســان عجــم مـدح ســرای
پیــش سیمــرغ خمــش طـوطـی گــویـا بینــند
در موارد زیادی از دیوانش نیز خود را نایب حسان نامیده، از جمله گوید:
خـاقــانیــی کــه نـایـب حســان مصطـــفی اســت
مــدّاح بــارگـــاه تـــو حیــدر نکــوتــر اســت
نام پدر او چنان‌که در اشعارش آمده علی و پیشه‌ی او درودگری بوده است، چنان‌که می‌گوید:
شـــیخ مهنـــدس لقـــب پیــــر دروگـــر عــــلی
کــآزر و اقلـــیدســـند عـــاجـز بـــرهــان او »
(مقدمه‌ی دیوان، ۱۳۸۸: شش ـ هفت)
تخلّص:
« بنا به روایت تذکره‌ها شاعر شروانی در آغاز شاعری حقایقی تخلّص می‌کرده و این تخلّص دوبار در دیوان آمده است و پس از آن که به وسیله‌ی ابوالعلاء گنجوی به دربار خاقان اکبر منوچهر شروان شاه راه یافته، تخلّص او خاقانی شده است:
چــــــون کـــــار بکعبتیــــن عشـــــق افتــــــد
شـــش پنـــج زنــــش حقــایقـــی بــــایــــد
و ابوالعلاء گنجوی ضمن قصیده‌ای که به عنوان گله و شکایت از خاقانی سروده است می‌گوید:
چــو شــاعــر شـــدی بــردمــت نـــزد خـــاقـــان
به خـــاقـانیـــت مـــن لقــــب بــــر نـــهادم
و به هر جهت تخلّص دائمی شاعر که در تمام اشعارش آمده همین تخلص دوم است.» (مقدمه‌ی دیوان، ۱۳۸۸: هفت ـ هشت)

2-2- خانواده و نزدیکان خاقانی
« بنابر آن‌چه شاعر در اشعار خود آورده، نام پدرش علی بوده و پیشه‌ی نجّاری داشته و مادر وی زنی مسیحی نسطوری بوده که پیشه‌ی آشپزی داشته است.» (مقدمه‌ی دیوان، ۱۳۸۸: هفت)
« او در بیتی به نجّار بودن پدر و مسیحی بودن مادر خود این گونه اشاره کرده است:
وز دگـــر ســـو چــــون خلیــل الله دروگــــر زاده‌ام
بـود خـواهـر گیـر عیـسی مــادر تـرسـای مـن »
(خاقانی، ۱۳۸۸: 323)
از نزدیکان خاقانی فردی که در زندگی او نقش بسیار پررنگ و حسّاسی داشته است و شاید اگر او نبود خاقانی هرگز، خاقانی مشهور و معروف عرصه‌ی ادب فارسی نمی‌شد، کافی‌الدّین عمر، عموی خاقانی است که یکی از دانشمندان بزرگ قرن ششم در آذربایجان بوده است. او تعلیم و تربیت خاقانی را بر عهده می‌گیرد و با شناخت استعداد و نبوغ بی‌نظیر برادرزاده‌ی خود، به شکوفایی او کمک شایانی می‌کند.

«پدر خاقانی، چنان که در تحفه العراقین نیز گفته می‌شود چون نتوانسته بود در کودکی شاعر، به تعلیم و تربیت او بپردازد و به عبارت دیگر «پدر مسکین از جور ایّام» همان طور که سام پسرش زال را دور انداخته بود، مدّتی ابراهیم را رها کرده و رفتاری را که اعراب با فرزندان دخترشان داشتند، در حق پسر روا داشته بود و در واقع ابراهیم با داشتن پدر یتیم مانده بود، ناگزیر به سایه‌ی حمایت کافی‌الدّین عمربن عثمان خزیده بود و وی نیز مانند سیمرغ برادرزاده را به زیر بال و پر خود گرفته، در خانه‌ی خود پرورش داده و به سن و سال تحصیل رسانده بود. کافی‌الدّین که در اثنای تدریس به برادرزاده به نبوغ فکر و استعداد ذاتی او پی برده بود، تعلیم و تربیت او را بر عهده می‌گیرد، بدین سان نخستین معلّم ابراهیم، عمویش بود که از الفبا گرفته تا علوم معقول و منقول و علم ادیان و علم ابدان همه را خود به او آموخت … . ابراهیم جوان علوم نحو, لغت, ریاضیات, الهیات, طبیعیات و تفسیر را نزد عمویش آموخت.» (کندلی, 1374: 158)
2-3- محل و زمان تولد و وفات
هیچ یک از تذکره نویسان به سال تولد خاقانی اشاره‌ای نکرده‌اند. برخی از خاقانی شناسان و خاقانی پژوهان جدید نظریات گوناگونی در مورد سال تولد او داده‌اند، سال‌هایی از قبیل ۵۰۰ ، ۵۱۵ ، ۵۲۰ ، ۵۲۱ ، ۵۲۲ ، ۵۲۵ که شامل حدسیّات محققان می‌باشد؛ امّا تأکید بیشتر بر سال ۵۲۰ است.
چنان‌که دکتر سجادی مصحح دیوان خاقانی با استناد به دلایلی از قول بدیع الزمان فروزانفر همین سال ۵۲۰ را سال تولد خاقانی دانسته است.
«1- قصیده‌ای که در مدح علاء الدّین اتسزبن محمد خوارزم شاه ساخته ظاهراً در حدود سال ۵۴۴ به نظم در‌آورده است و ضمن آن به ۲۴ سالگی خود اشاره می‌کند و می‌گوید:
ســاعــت روز و شـــب اســت ســال حـیاتــم بلــی
جملـه‌ی سـاعـات هسـت بیسـت و چهـار از شـمار
2- ابوالعلاء گنجوی به گفته‌ی خودش پس از وفات سنایی به مرحله‌ی پنجاه و پنجمین سال زندگی رسیده بود و شانزده سال پیش از آن‌که به سن شصت رسد به شروان افتاد و اگر سال وفات سنایی را همان ۵۶ سالگی او فرض کنیم ۶۰ سالگی او بر ۵۵۰ و سال آمدنش به شروان بر ۵۳۴ منطبق می‌گردد و خاقانی چون شاگرد ابوالعلاء بوده هنگام شباب و برنایی به او پیوسته است و عمر او به چهارده می‌رسیده و این از حقیقت دور نیست و دلایل دیگری که برای جلوگیری از اطاله‌ی کلام از ذکر آن خودداری می‌شود.»(مقدمه‌ی دیوان، ۱۳۸۸: ده و یازده)
محل تولدش را شهر شماخی پایتخت شروان بیان کرده‌اند. « خاقانی به احتمال بسیار زیاد در سال ۵۲۰ در شهر شماخی به دنیا آمده است.» (کندلی، ۱۳۷۴: ۶۹)
« خاقانی بر طبق قرائن و شواهد موجود از جمله نقشه‌ای که از سنگ قبرش به دست آمده است در شوال ۵۹۵ هجری قمری در ۷۵ سالگی در تبریز درگذشته و در مقبره الشعرا واقع در محله‌ی سرخاب تبریز به خاک سپرده شده است.»(همان، ۸۷)

2-4- مروری بر سبک شعر قرن ششم
شرایط سیاسی و اجتماعی و عوامل محیطی از جمله عوامل محرکی هستند که در تغییر یا ایجاد یک سبک جدید ادبی تأثیر به سزایی دارند. زبان فارسی دری و ادبیات آن نیز با توجه به عوامل مختلفی که با روی کار آمدن سلجوقیان پدید آمد از سمت خراسان به نواحی مرکزی و غربی ایران گسترش یافت و موجب ایجاد سبک جدیدی در تاریخ ادب فارسی گردید، سبکی که در نواحی غربی ایران پدید آمد و شاعرانی چون ابوالعلاء گنجوی، فلکی شروانی، خاقانی، نظامی و … نمایندگان آن بودند، با سبک خراسانی تفاوت‌های عمده‌ای داشت، در این بخش سعی بر آن است که به معرفی این سبک و سبک‌های موجود در کنار آن در قرن ششم پرداخته شود و شیوه‌ی شاعری یکی از بزرگترین شاعران سبک آذربایجانی مورد بررسی قرار گیرد.
شعر فارسی در آغاز قرن ششم، در آغازِ سیر تکاملی خاصی قرار گرفته بود و مراحل کمال همراه با تنوع خود را سپری می‌کرد.اگر‌چه در اوایل این قرن هنوز تتبع از دیوان شاعران اوایل قرن پنجم متداول بود؛ امّا این امر مانع از نوآوری‌های شاعران نگردید.
« موضوع ابتکار در سبک سخنوری به حدّی مورد توجه و علاقه‌ی شاعران بوده است که برخی از آن‌ها بدین امر اشاره‌ای صریح داشتند و به سبب ابتکار روش جدید در شاعری بر معاصران و پیشینیان مفاخرت می‌کرده‌اند، مثلاً خاقانی گفته است:
مـــرا شـــیوه‌ی خـــاص و تـــازه اســت و داشــت
همــــان شیــــوه‌ی بـــــاســــتان عنصــــری
منظور خاقانی از شیوه‌ی باستان، شیوه و سبک دوره‌ی سامانی است که در قرن ششم، این شیوه دیگر به کار شاعرانی که با دقّت خیال و اصرار به آوردن مضامین دقیق باریک و کلام مزّین خو گرفته بودند، نمی‌آمد و هر یک از آنان به دنبال طریق تازه‌ای در شعر می‌گشت که خاقانی هم یکی از آن دسته بود.» (صفا، ۱۳۷۴: ۲۰۲)
در این قرن سه مکتب شعری در پهنه‌ی ادب فارسی دری فعالیت داشتند که این سه دبستان شعری عبارت بودند از:
« 1- سبک خراسانی: هنوز کسانی کم وبیش به همان سبک کهن قصیده می‌گفتند این شاعران معدودند و نقش مهمی ندارند.
2- سبک آذربایجانی: یعنی شعری که در حوزه‌ی ارّان پیدا شد و نمایندگان آن خاقانی و نظامی و مجیر و فلکی هستند.
3- سبک جدید و بینابین یا سبک عهد سلجوقی: سبکی است بین خراسانی و سبکی که بعدها شکل می‌گیرد و به آن عراقی می‌گویند. شاعران این دوره، هم قصیده می‌گویند و هم غزل، غزل آن‌ها متمایل به سبک عراقی و قصیده‌ی آن‌ها متمایل به خراسانی است.» (شمیسا، ۱۳۸۲: ۱۰۷)
2-4-1- سبک آذربایجانی:
شاعران سبک آذربایجانی به آوردن مضامین دقیق و باریک وتازه علاقه‌ی فراوان داشتند، در رأس این شاعران خاقانی شروانی قرار دارد که دیوان او دنیای شگرفی از این باریک اندیشی‌ها و مضامین بدیع است که با آمیخته شدن به مسائل ریز و دقیق علمی، شیوه‌ای کاملاً نوین را در عرصه‌ی ادب پارسی نمایانده است.
« شاعران منطقه‌ی شمال غربی ایران به دلایل مختلف سبک شعر فارسی را متمایز ساختند، نخستین دلیل آن بود که تا قبل از حضور آن‌ها، شعر فارسی مراحلی از تحوّل را پیموده و به سبک‌های نوینی منجر شده بود و این شاعران می‌توانستند به دنبال شاعران صاحب سبک قبلی بروند.
دوم آن که زمان پیدایش این شاعران، همزمان با پیدایش شاعرانی در عراق بود که سبک آن‌ها با سبک شاعران خراسان تفاوت داشت و ارتباط با این شاعران در دورساختن شاعران آذربایجان از گویندگان خراسان، اثر آشکار داشت.
سوم آن که این سخنوران از محیطی کاملاً جدید که با محیط خراسان فاصله و اختلاف داشت، پدید آمدند.» (صفا، ۱۳۷۴: ۲۰۷)
2-5- مختصات شعر در قرن ششم
شعر در قرن ششم به نسبت قرون گذشته دچار تحولات اساسی و بنیادینی گردیده است که این تحولات گسترده در شعر سبک آذربایجانی نمایان‌تر و گسترده‌تر است، این تحولات در سه حوزه‌ی زبانی، فکری و ادبی رخ داده است که به صورت خلاصه مختصات شعر در این سه حوزه را مورد بررسی قرار می‌دهیم:
2-5-1- سطح زبانی:
از نظر زبانی همان مختصات سبک خراسانی دیده می‌شود، هرچند لغات کهن سبک خراسانی در آن کم رنگ‌تر می‌گردد. بسیاری از کلمات عربی نامأنوس نیز در آثار این دوره آمده است. اصطلاحات اداری و اجتماعی و برخی کلمات و اسامی ترکی در این آثار دیده می‌شود و نوشته‌ها به سوی سبکی دشوار متمایل می‌گردد.

« چارچوب آوایی و لغوی و نحوی زبان به طور کلی همان سبک خراسانی است که معمولاً تغییراتی را نیز به دنبال داشته است، شاعران در این دوره از لغات و اصطلاحات عربی به حدّ فراوان استفاده می‌کنند و اشعار عربی و ملّمع در شعرشان به وفور یافت می‌شود، برخی از لغات کهن و نامأنوس سبک خراسانی در شعر شاعران کاسته شده و به جای آن‌ها از ترکیبات بدیع و نو استفاده شده است . به سبب ادامه‌ی تسلّط حکومت ترکان و وجود غلامان ترک در این دوره شاهد ورود لغات و اصطلاحات و اسامی ترکی هستیم، از سادگی و روانی زبان دوران قبل کاسته شده و زبان این دوره به سوی دشواری و تعقید حرکت کرده است.» (شمیسا، ۱۳۸۲: ۱۷۶)
2-5-2- سطح فکری:
مخالفت با فلسفه در شعر شاعران این روزگار به چشم می‌خورد و سردمدار این فلسفه ستیزی، سنایی و پس از آن خاقانی می‌باشد. به سبب رواج عرفان در قرن ششم بسیاری از شاعران دید عرفانی می‌یابند.

« شاعران این دوره در شعر خود به علوم مختلف از جمله: نجوم، طب، تفسیر، فقه، قرآن، حدیث و مسائل کلامی و فلسفی اشارات فراوان دارند.در اشعار برخی از شاعران به دلیل ضعف احساسات ملّی، مسائلی همچون مخالفت با تاریخ پیش از اسلام و شاهان عجم و طعن در شاهنامه به چشم می‌خورد و از سوی دیگر وطن دوستی و عشق به میهن در اشعار شاعرانی چون خاقانی و نظامی موج می‌زند. گله و شکایت از ممدوح و تلمیحات تاریخی و مذهبی و شکایت از کسادی بازار فضل و پنهان ماندن قدر و منزلت شاعر و تعصّب در دین و اعتقاد به جبر و هجو شاعران از یکدیگر و انتقادات اجتماعی از جمله مختصات فکری این دوره بوده است.» (همان، ۱۸۰ـ۱۷۷)

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید