2-2-آثار8
2-3-سبک شناسی اثر12
2-3-1ویژگی های زبانی14
2-3-2ویژگی های فکری15
2-3-3ویژگی های ادبی17
2-3-4نکاتی از رسم الخط23
فصل سوم: متن کتاب و شرح و توضیحات
3-1-خطبه و مقدمه26
3-2-مباحث بخارا در ماه رمضان51
3-3-مباحثه ی توریث ولد ولد با وجود ولد صلبی 85
3-4-مباحثه ی جمع میان خلق فی سته ایام و امر کن فیکون100
3-5-ذکر موعظه ی هرات108
3-6-ذکر اموری که داعی شد به غزای قزاق126
3-7-ذکر بعضی فواید منزل قصر عارفان که قرب مزار خواجه نقش بند است140
3-8-ذکر مباحثه ی خشیت صدیقان146
3-9-ذکر پایتخت پادشاهان عالم در کفر و اسلام161
3-10-ذکر واقعات منزل بغازی ده171
3-11- ذکر نزول به قصبه ی غجدوان و واقعات آن منزل179
3-12-ذکر فواید منزل غجدوان 185
3-13-داستان توجه به بلاد ترکستان از راه بادیه ی بخارا208
3-14-مباحثه ی حدیث جبرئیل230
3-15-ذکر وصول به قلعه ی ارقوق که اول فلاع ترکستان است244
3-16-مباحثه ی حدیث حارث275
3-17-ذکر توجه از قلعه ی ارقوق به صوب دیار قزاق308
3-18-ذکر عبور حضرت همایون بر یخ از نهر سیحون و جمع آمدن سلاطین دولت
افزون350
3-19-ذکر ابتلای منشی این اوراق به امراض و رفتن به صوب سقناق 368
3-20-ذکر کیفیت وقوع بلاد ترکستان و دیار قزاق 406
3-21-ذکر اسباب نزاع و مخالفت برندق خان با حضرت خلیفه الرحمان424
فصل چهارم: نتیجه گیری
4-1-نتیجه گیری436
-فهرست منابع 438

فصل اول

مقدمه

1-2- مقدمه

در میان متون نثر گذشته، موارد بسیاری از آنها دارای مضامین تاریخی است که با اهداف مختلفی به تحریر در آمده اند، مثلاً تاریخ بیهقی نوشته ابوالفضل بیهقی، که به منظور روشن کردن تاریخ غزنویان و نشان دادن حقایق رخ داده در این دوره، و همچنین شناساندن این خاندان به آیندگان است. کتاب تاریخی دیگری مثل جهانگشای جوینی که به قصد نوشتن تاریخ مغولان به طور غیر مستقیم فجایع مغولان در ایران را نشان می دهد. حتی گاهی مواقع، نویسنده قصد تاریخ نویسی ندارد ولی با این اثر خود گوشه ای از تاریخ را شرح می دهد. مانند کتاب چهار مقاله نظامی عروضی که در مورد 4 طبقه از ندمای سلاطین است و هدفش نوشتن تاریخ نیست ولی ناخودآگاه، مطالبی تاریخی ، هر چند با اشکالات نسبتاً زیاد، به نگارش در می آورد، به طور مثال، به جنگ بین سلطان سنجر سلجوقی و سلطان علاء الدین غوری و شکست غوریان اشاره می کند. یا سفرنامه ی ناصرخسرو که نه تنها یک سفرنامه بلکه یک کتاب جغرافیا و تاریخ است . و از این دست آثار بسیار در متون کهن فارسی یافت می شود.
مهمان نامه بخارا تألیف فضل الله بن روز بهان خنجی متوفی(928) از جمله کتابهای تاریخی اوایل قرن دهم هجری است. این کتاب که در ابتدا سفرنامه ی بخارا نام داشت و به دستور محمد خان شیبانی مهمان نامه ی بخارا نام گرفت، از پنجاه و چهار مبحث تشکیل شده، سی و هشت مبحث آن تاریخی، سیزده مبحث فقهی و کلامی، دو مبحث در شرح احوالات مؤلف و یک مبحث شامل خطبه و مقدمه می باشد. که این پایان نامه 21 مبحث را مورد شرح و برسی قرار داده است.
کتاب مهماننامه ی بخارا که به محمد خان شیبانی ازبک، تقدیم شده است، گذشته از بحث های فقهی و کلامی، جنگهای محمد خان شیبانی علیه قزاق و بازگشت او به سمرقند و رفتن به مشهد و طوس را بیان می کند.

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
1- شناخت یکی از متون تاریخی مهم قرن دهم.
2- دسترسی به واژه های کهن فارسی و اصطلاحات علمی وتاریخی ناشناخته یا کم شناخته.
3- برطرف شدن دشواری ها و مشکلاتی که در فهم و خواندن متن وجود دارد.
4- شناخت خاندان شیبانی و تاریخ آن دوره از کشور.
5- شناخت نویسنده و آشنایی با آثار دیگر این دانشمند بزرگ فارس.

1-4- هدف تحقیق
1- بررسی اثر از دو جنبه زبانی و محتوایی
2- توضیح دشواریهای موجود، در مباحث فقهی و کلامی
3- بررسی اثر از لحاظ تاریخی
4- توضیح لغات و عبارات دشوار فارسی وعربی و ترکی
5- بررسی اثر از دیدگاه سبکی و ادبی
6- ترجمه ی آیات، احادیث و اشعار عربی
7- آشنایی با یکی دیگر از دانشمندان خطّه ی فارس

1-5- پیشینه تحقیق
مهمان نامه ی بخارا نثری تاریخی است و تاکنون شرحی بر آن نگاشته نشده است . اگرچه آثاری که با موضوع تاریخ نوشته شده بارها شرح شده است مانند: تاریخ بیهقی، تاریخ جهانگشای جوینی و … اما این متن تنها یکبار به اهتمام دکتر منوچهر ستوده تصحیح شده و مقدمه ای بر آن نوشته شده است و هیچ کتاب یا مقاله ی دیگر تاکنون درباره آن نوشته نشده است. از این کتاب دو نسخه موجود است . نسخه ای در کتابخانه نور عثمانیه ، و نسخه دیگر متعلق به کتابخانه عمومی ازبکستان در تاشکند است.
از آنجا که متن کتاب مورد نظر دشوار است ، احتیاج به شرح و توضیح مفصلی دارد.

1-6- روش تحقیق
روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و تحلیلی-توصیفی است. که بعد از مطالعه و تشخیص لغات واصطلاحاتی که نیاز به توضیح بیشتری دارند، یا آیات، احادیث، اشعار، و امثالی که احتیاج به ترجمه دارند، به فرهنگ های لغت فارسی و عربی، دایره المعارف ها، ترجمه های قرآن، کتب حدیث، دیوان های شاعران و کتاب های مثل، مراجعه کرده و بعد از تحقیقات لازم، متن را مورد شرح و بررسی قرار می دهیم.

1-7- سؤالات تحقیق
1- متن مورد نظر، در شناخت تاریخ کشورمان، چقدر می تواند مفید باشد؟
2- لغات و عبارات دشوار در متن چه میزان است؟
3- سبک وشیوه ی نویسندگی، در این کتاب چگونه است؟
4- نویسنده در این کتاب، تا چه حد و به چه منظور از آیات و احادیث استفاده نموده است؟

فصل دوم

زندگی نامه و آثار

2-1- زندگی نامه

« امین الدین ابوالخیر فضل الله فرزند روزبهان خنجی اصفهانی مشهور به « خواجه ملّا» یا «خواجه مولانا» و «امین» ، از دانشمندان و مؤلفان و نویسندگان نامدار قرن نهم است.» (صفا، 1383: 225) پدر وی جمال الدین روزبهان نیز از علما و دانشمندان قرن نهم هجری است. « وی در عصر دولت آق قوینلو در زمره ی سران و زعمای اصفهان بوده است». (لارستان کهن، 1334 :182) « مادر فضل الله از خاندان « صاعدی» اصفهان بود که خاندانی معتبر و مشوقین شعرایی چون کمال الدین اسماعیل و دیگران اند.» (ستوده ،1355: مقدمه)
محیط خانوادگی فضل الله محیطی علمی و ادبی بوده و رشته مطالعات او از دّقت در مطالب تاریخی و نقل اشعار فارسی و عربی در آثارش واضح و آشکار است.
از لحاظ مذهب « فضل الله به اصول عقاید شافعی معتقد بود و کثرت علاقه واعتقاد او گاهی به سرحد تعصّب می رسید. شاید همین تعصّب مذهبی و تمایل به اهل سنّت و جماعت باعث شد که پدر و جد شاه اسماعیل صفوی، علمدار جنبش شیعی مذهبان را به باد ناسزا بگیرد و با استخفاف و حقیر شمردن آنان این نهضت را ناچیز نشان دهد». (ستوده،1355: مقدمه) و به خاطر همین مطالب تند و زننده، مجبور شد از وطن اصلی خود مهاجرت کرده و به ماوراءالنهر رود و از آنجا به دربار محمد خان شیبانی بپیوندد.
« فضل الله در دربار محمدخان پایه ای ارجمند یافت و در طرح و بحث مسائل فقهی و کلامی در پیشگاه خان مقدم بود و در سفر و حضر جلیس وانیس او بود». (ستوده ، 1355 : مقدمه)
اگر تحصیلات و مسافرتهای فضل الله را به طور اجمالی بخواهیم بیان کنیم، باید بگوییم که « تولد او در شیراز بوده و همانجا به تحصیل پرداخته و در 17 سالگی مسافرتی به حجاز نموده در مکه تحصیلاتی کرده است و سپس به شیراز برگشته و به تحصیل علوم عالیه از معقولات و ریاضیات و غیره همت گماشته است. مجدداً در سن 25 سالگی از شیراز به مصر و حجاز رفته و در آن دیار مشغول اکمال تحصیلات شده من جمله صحیح مسلم و بخاری را به طوری که خود می گوید بین المنبر و القبر روضه نبوی بر شیخ خود ابوالخیر شمس الدین محمد سخاوی که اکبر تلامذه ابن حجر بوده خوانده است و باز به مسقط الراس خود شیراز برگشته و به تدریس و افاضه و تصنیف اشتغال جسته است و بنابر استعداد علمی خود و خواهش و تشویق و ترغیب دوستان و فضلا تصنیفات اولیه خود را در این موقع به رشته تحریر در آورده است» (اقتداری، 1334 :187)
« سپس برای سومین بار شیراز را به قصد حجاز ترک گفته و ظاهراً دیگر به شیراز برنگشته است چه در همین مسافرت وارد تبریز شده و بعد از آن در خدمت سلطان یعقوب بایندر بسر می برده» (همان :188)
« چندی پس از وفات سلطان یعقوب آق قوینلو در اصفهان می زیسته تا غلبه صفویان محرز گشته از آنجا به کاشان رفته و همان جا کتاب نهج الباطل در ردّ بر علامه ی حلی نوشته است که در اثر آن مبغوض و در بدر گشته و تا آخر عمر در بلاد مختلف منتقل بوده ولی همه جا نزد سلاطین و امرای وقت از قبیل سلطان حسین بایقرا در هرات و ملوک شیبانی در سمرقند معزز و محترم می زیسته ».(همان: 89)
« فضل الله روزبهان را از لحاظ ادبی در کشوری که صدها شاعر و نویسنده خوش بیان و پرتوان دارد که کلام را به پایه ی اعجاز رسانیده اند به آسانی می توان نادیده گرفت. اما فضل الله روزبهان مورخ و گزارشگر که برخی از مهم ترین و مؤثرترین جریانهای سیاسی و اجتماعی را در یکی از حساس ترین و در هم ریخته ترین مراحل تاریخی این کشور ثبت کرده و خود نیز در بسیاری از مسائل مورد بحث به موضع گیری پرداخته و نقادانه به داوری برخاسته است ،کسی نیست که بتوان با بی اعتنایی از کنارش گذشت». (موحّد، 1362: مقدمه)
« نگاه فضل الله در تاریخ، نگاه بی طرفانه ای به معنی مصطلح زمان ما نیست که آنچه را که می بیند و در می یابد بی هیچ ملاحظه ای ثبت کند و به دست آیندگان بسپارد . نه، او خود نیز در این باره هشدار می دهد. او به عنوان یک فقیه و روحانی نامدار نمی تواند به سبک تاریخ نویسان دیگر، سیئات اعمال سلاطین را به صرف آن که وی از خوان نوال آنها برخوردار می گردد به لحنی آمیخته با تحسین و اعجاب ذکر کند. او ترجیح می دهد که قلم خود را به نقل ماجراهای فسق آمیز نیالاید و تا می تواند از ذکر و تکرار مطالبی که شرعاً نکوهیده و قبیح است خودداری نماید». (موحّد، 1362: مقدمه)
تاریخ تولد و وفات فضل الله به طور دقیق مشخص نیست ولی « احتمال دارد که در سال 860چشم به جهان گشوده و در سال 925 در سن 61 سالگی رخت از جهان بربسته باشد» . (ستوده،1355، مقدمه) و آقای محمد امین خنجی می نویسد: «عاقبت در پنجم ماه جمادی الاولی 927 هجری دار فانی را در بخارا وداع کرد ». (خنجی ، 1335،ج4: 180)

2-2- آثار

فضل الله روزبهان تألیفات بسیاری از کتب و رسائل وحواشی و تعلیقات از خود بجای گذاشته است . که البته بسیاری از آنها از بین رفته و نشانی از آن نیست.
اما آنچه که در کتابهای مرجع ذکر شده و یا خود او از آنها نام برده از این قرار است:
1- مهمان نامه ی بخارا : « که به محمد خان شیبانی ازبک تقدیم شده است. درین کتاب فضل الله گذشته از بحثهای فقهی و کلامی جنگ های محمد خان شیبانی را در سال 914 علیه قزاق که در مشرق سیر دریا بودند شرح می دهد، بازگشت او را به سمرقند و آمدن او را به مشهد و طوس بیان می کند. مؤلف در اغلب سفرها همراه خان بود و کتاب را در دارالسلطنه هرات در سال 915 به اتمام رساند.» . (ستوده، 1355، مقدمه)
نخستین تاریخی که در این کتاب به آن بر می خوریم « جمعه ای از جمعات شهر ربیع الاول سنه 914» است. اگر ابتدای تألیف کتاب در این تاریخ باشد، تقریباً چهارده ماه از وقایع دوران حکومت محمد خان شیبانی را شامل خواهد بود. از پنجاه و چهار مبحث کتاب ، سی و هشت مبحث آن تاریخی، سیزده مبحث آن فقهی و کلامی و دو مبحث آن در شرح احوالات مؤلف و یک مبحث آن شامل خطبه و مقدمه است. مؤلف در ضمن بیان این مباحث852 بیت شعر در تنبیه و تحذیر و نصیحت و اندرز، وصف مناظر مختلف طبیعی ، تعریف و تمجید محمد خان شیبانی، توصیف و تشریح مساجد و قصور و سایر ابنیه، و مطالب دیگر سروده و در آخر کتاب درباره اشعار چنین گفته است: « در این تالیف از اشعار سابقیان تلفیقی نموده نشد مگر با اشعار به ذکر قائل او و جواهر نظمش تمامی از معدن خاطر کسیر استخراج یافت.». (ستوده ، 1355: مقدمه)
وجه تسمیه کتاب به درستی مشخص نیست و فضل الله در کتاب تنها به این نکته اشاره کرده که، نام کتاب را محمد خان شیبانی از سفر نامه بخارا به مهمان نامه بخارا تغییر داده است.«و این کتاب اولأ موسوم به« سفر نامه بخارا » بود . چون میل تألیف در خاطر راسخ گشت حقیقت میل در محفل سامی عالی حضرت خلیفه الرحمانی سمت اظهار یافت ، اشارت به اتمام فرمودند و او را کتاب «مهمان نامه ی بخارا» نام فرمودند.» (مهمان نامه: 6)
اما به نظر می رسد به این علت که مهمانی هایی برای تشکیل مجالس علمی و طرح مسائل دینی ، در منزل بزرگان و عالمان این شهر صورت گرفته نام کتاب «مهمان نامه» نامیده شده است. این مجلس گویی ها گویا در آن زمان کار معمول و رایجی بوده که نویسنده از ذکر وجه تسمیه کتاب خودداری نموده است.
2- بدیع الزمان فی قصه حی بن یقضان :« این کتاب به زبان فارسی در سال 892 یا قبل از این تاریخ نوشته شده است. این قصه بدون شک متعلق به داستان فلسفی ابن طفیل است. کمی قبل از این تاریخ جامی سلامان و ابسال خود را که ترجمه دیگری از همان موضوع یونانی الاصل است، به سلطان یعقوب اهداء کرده است» (ستوده ،1355: مقدمه)
مؤلف این کتاب را« در شرح تدرّج نفس ناطقه در مراحل حکمت نظری وعملی که آن را تحت تاثیر کتاب حی بن یقضان ابن سینا نوشت» . (صفا ، 1383 : ج 3: 225)
3- تاریخ عالم آرای امینی : « شامل مقدمه ای طولانی و شرحی درباره سوانح و اتفاقات دوران پس از مرگ اوزون حسن است و دوران سلطنت سلطان یعقوب را مفصلاً شرح داده است» . (ستوده، 1355: مقدمه)
« هنگامی که فضل الله ازطرف سلطان یعقوب مأمور نوشتن وقایع سلطنت او شد، کتابش را در مقابل جهانگشای جوینی، عالم آرای امینی نام نهاد. نظر به اینکه خود شاهد بسیاری از وقایع بوده و نیز قید داشته است که وقایع را صحیح و آنچنان که هست بنویسد و همچنین از نظر سعه ی اطلاع در مواضیع مختلف مطالب بسیار مفیدی در مقدمه ی مشروح ومتن کتاب گنجانیده شده است، که بسیار قابل توجه است و یکی از مآخذ با ارزش برای متتبعین و محققین می باشد. خصوصاً که هیچ گاه درست نویسی و انصاف را از دست نمی دهد و به طوری که مشاهده می شود حتی نسبت به کسانی که با آنها مخالف داشته است منصفانه مزایای اخلاقی و محسنات هرکس را می شمارد و کمتر ازمورخین دیگر مغلوب احساسات خویش می باشد. از قسمت های مفید این کتاب فصل مشروح و مفصلی است که در آن از اجداد پادشاهان صفوی و مخصوصاً از وقایع و حوادث و سرگذشت شیخ جنید و شیخ حیدر و مقدمات تکوین این سلسله گفتگو می کند. مخصوصاً به این نکته باید توجه داشت که آنچه او نوشته است مربوط به قبل از قیام شاه اسماعیل و اعلام سلطنت اوست و قطعاً متضمن احساسات موافق و مخالف نیست. همچنین در تضاعیف کتاب خواننده به بسیاری از حوادث زمان سلطنت سلطان یعقوب و قبل از آن واحوال نواحی مختلف ایران از قبیل آذربایجان و گرجستان و گیلان ومازندران وخوزستان و عراق و فارس و کرمان و غیره و به سرگذشت طوایف و امرای مختلف از قبیل آل کیا، مشعشعیان و حوادثی از قره قوینلوها وغیره آشنا می شود. کما اینکه متضمن اخبار عمرانی و تشکیلاتی و وضع لشکرکشی و استعمال توپ و تفنگ در محاربات آن زمان است که همه این مواضیع به علاوه حکایات حکیمانه آن قابل توجه می باشد و به جرات می توان گفت که یکی از مراجع معتبر و شایسته اعتناست» . (خنجی ، 1335، ج4: 175)
3- ابطال نهج الباطل و اهمال کشف العاطل : « که ردّی بر « نهج الحق» کلامی شیعی تالیف حسن بن المؤید بن یوسف بن المطهر الحلّی (726 -648) است. این رساله به زبان عربی مدت دو ماه به رشته ی تحریر در آمد ودر سوم جمادی الثانیه سال 909 در شهر کاشان به اتمام رسید. » (ستوده ، 1335: مقدمه). قاضی نور الله شوشتری صاحب مجالس المومنین ردّی بر این کتاب نوشته است که به نام احقاق الحق معروف است و هر سه با هم در یک مجلد به چاپ رسیده است.(اقتداری، 1334 : 191)
4- سلوک الملوک : « این کتاب متشمل بر یک دوره حقوق عمومی اسلام است که آرا و نظریات پیشروان دو مکتب ازوسیع ترین و مهم ترین مکتب های فقهی (حنفی وشافعی) را درمباحثی که مطابق تقسیمات معمول امروز در محدوده حقوق اساسی و اداری و مالی و جزائی جای می گیرد بیان می کند، و همچنین رابطه حکومت اسلامی را با کشورهای غیر مسلمان – چه در حال صلح وچه در صورت جنگ – مشخص می سازد» . (موحد، 1362: مقدمه). « سلوک الملوک به فارسی درتاریخ ملوک ازبک در سال 920 به نام عبیدالله خان ازبک در سمرقند نوشته شده است». (اقتداری، 1334 :192)
«6- قصیده فارسی بیست و پنج بیتی در منشآت فریدون بک.
7- قصیده ترکی جغتایی چهل و یک بیتی درمنشآت فریدون بک .
8- غزلی در ماده تاریخ به تخت نشستن سلطان سلیمان که یک بیت آن در احسن التواریخ نقل شده در منشآت فریدون بک.
9- نسب نامه محمدخان شیبانی : یا « شجره نسب»
10- رساله حارثیه در بیان حدیث حارث: رساله نسب نامه و حارثیه قبل از سال 915 که سال اتمام مهمان نامه ی بخاراست تالیف شده، زیرا ذکر این هر دو در مهمان نامه آمده است.
11- شرح قصیده برده : شرحی است به زبان فارسی بر قصیده معروف « البوصیری» . این شرح در سال 921 به اتمام رسید و این آخرین سالی است که از فعالیت علمی فضل الله اطلاع یافته ایم.
12- قطعه ای در ماده تاریخ ظفر عبیدالله شیبانی بر بابر که از حوادث سال 918 بوده است.
13- حل تجرید.
14- تعلیقات بر محالات، این دو اثر(تعلیقات بر محالات و حل تجرید) در شیراز به رشته تحریر در آمده است.
16- مقاصد در علم کلام .
17- تلخیص و تحقیق کتاب کشف الغمه فی معرفه الائمه تالیف شیخ علی بن عیسی الاربلی.
18- شرح وصایای خواجه عبدالخالق غجدوانی مشتمل بر یک مقدمه و سه باب در احوال شیخ و سلسله ی مشایخ و خلفای وی.
19-حواشی و تعلیقات بر کتاب شرح المواقف فی علم الکلام ، تألیف عبد الرحمن ابن احمد لاهیجی)
20- حواشی و تعلیقات بر کشاف؛ این حواشی و تعلیقات را در تبریز هنگامی که در اثر مخالفت با قاضی صفی الدین عیسی ساوجی وزیر اعظم سلطان یعقوب گوشه نشینی اختیار کرده بود، نوشت.
21- رساله ای در مناقب پیر جمال اردستانی: سخاوی در شرح حال فضل الله این کتاب را جزء آثار او نقل کرده است.
22- پس از اتمام تاریخ عالم آرای امینی، فضل الله قصد داشت شرحی بر «صحیح مسلم» بنویسد.» .(ستوده، 1335: مقدمه)

2-3- سبک شناسی اثر
« مهمان نامه ی بخارا» از جمله تألیفات تاریخی اوایل قرن دهم است ، که به خواست محمد خان شیبانی، خان ازبک ها و نواده ی چنگیزخان مغول ، به رشتهی تحریر در آمده است.
ملک الشعرای بهار در کتاب سبک شناسی خود می نویسد: « در عصر مغول با آنکه ضربت مهلکی به معارف ایران وارد آمد و کتاب و مجامع و مخازن و رصدگاهها و سایر مراکز علمی اثری نماند، تنها از لحاظ علقه ای که چنگیز و قوم او به یادکردن ذکر پدران و باقی ماندن ذکر خود ابراز می داشتند، فن تاریخ مورد توجه و اعتنا قرار گرفت، این معنی دو سبب عمده داشت، یکی علاقه قوم مغول به بقای ذکر، دیگر وقایع بزرگی که در این دوره اتفاق افتاد.» (بهار، 1375: ج3، 169)
در سبک شناسی نثر باید به واژه ها و عبارات به کار رفته ، دقت زیادی شود . زیرا که نویسنده آنها را به کار می برد تا جمله ای مزیّن یا ساده را نشان دهد. به خصوص در نثر های متکلّف که نویسنده با تأمل و دقت فراوان واژه گزینی می کند.
((هدف این گونه نثرها نخست تناسب لفظی و آرایش کلام و سپس وسعت بخشیدن به دایرهی اغراض و معانی است با استفاده از صنایع لفظی و ارکان زینتی که به طریقی به این دو منظور کمک می کند. ارکان زینتی، ارکانی هستند که به ارکان اصلی جمله اضافه می شوند. و هدف از تألیف کلام، ابداع واستعمال هر چه بیشتر ارکان زینتی است. ارکان زینتی در آغاز به صورت کلمات مترادف ومتوازن یا مسجع و مرصع و سپس به صورت ترکیباتی از این گونه در جمله راه می یابد و بدین ترتیب جمله با قبول و استعمال اجزایی، بیش از آنچه برای بیان معنی لازم و ضروری است از روش مرسل به مسیر اطناب و تطویل می افتد.)).(خطیبی ، 1375: 59)
در واقع ما در« مهمان نامه ی بخارا» با دو سبک بینابین و مصنوع مواجه می شویم. که هر قسمتی از کتاب به تناسب موضوع، دارای سبکی خاص است. اگر بخواهیم از مقدمه شروع کنیم، باید بگوییم که بر خلاف اکثر مقدمه های کتاب های تاریخی، این کتاب دارای مقدمه ای کوتاه و ساده است و تنها در توصیف محمد خان شیبانی است که قلم نویسنده کمی به سمت تصنّع می رود. بخش بعد مربوط به مسائل فقهی و کلامی است که در این قسمت با نثری سنگین ، سرد و دشوار رو به رو می شویم. البته با توجه به موضوع که همان فقه و کلام بوده، انتظار چنین نثری را داریم، اماگاهی پیچیدگی آن، در حد افراط است و غیر قابل فهم می گردد. در بخش تاریخی کتاب همواره با یک ناهمواری که بین نثر بینابین و متکلّف است روبه رو می شویم. در واقع نویسنده هر جاکه دستش را برای توصیف باز می بیند، باکمال مهارت در آوردن مترادف ها و انواع سجع، کنایه و تضمین ، کلام را تزیین کرده و نثر را به سمت تصنّع و تکلّف می کشاند و هرگاه که هدفش دادن خبر است، قلمش به سمت نثری ساده تر پیش می رود و ما را با سبک بینابین مواجه می کند.
فضل الله شعر هم می گفته است. و در مهمان نامه اشعاری از او داریم که تاکید کرده، خودش آنها را سروده« دراین تألیف از اشعار سابقیان تلفیقی نموده نشد مگر با اشعار به ذکر قائل او. و جواهر نظمش تمامی از معدن خاطر کسیر استخراج یافت.» (مهمان نامه،1355 : 356) . اما سروده هایش، شعرهایی کم مایه و سست است و از لحاظ ادبی در مرتبه ای پایین قرار دارد. فضل الله تقریباً پس از هر توصیفی، شعری از آن توصیف می سراید، که الحق توصیفاتی که به نثر بیان می کند، زیبا و جالب و نشان دهنده ی قدرت قلم و دقت اوست، اما اشعارش هیچ گاه به پایه ی نثرش نمی رسد.و او را به عنوان شاعری برجسته،نشان نمی دهد.
آقای موحّد در مقدمه ی سلوک الملوک در مورد سبک و شخصیت فضل الله این گونه می نویسد: پیش از همه با شخصیت فضل الله با عنوان نویسنده و شاعر آشنا شویم که کم بهاترین و بی رمق ترین جنبه های وجود اوست. سبک پرتکلف و ناهموار فضل الله حتی در تاریخ عالم آرا که یادگار دوران جوانی و نشاط اوست، خواننده را ناراحت می کند. « مهمان نامه ی بخارا» نیز به تعبیر خود نویسنده، مشحون از « تشبیهات غریبه و کنایات عجیبه» است و « سلوک الملوک» را از نظر نویسندگی نمونه رکاکت بیان و سستی و تعقید باید به شمار آورد. چه در این کتاب وی با متون فقهی عربی سروکار داشته که در بیشتر موارد به ترجمه لفظ به لفظ آنها اکتفا ورزیده و کلام خود را سردتر و ثقیل تر ومتکلّف تر ساخته است. شعر فارسی فضل الله هم ممتازتر از نثرش نیست.(موحد، 1362: مقدمه)
حال ویژگی های سبکی مهمان نامه را به لحاظ زبانی، فکری و ادبی ،به طور جداگانه و به اجمال ذکر می کنیم.

2-3-1 ویژگی های زبانی
1- استفاده فراوان از آیات قرآن واحادیث نبوی
2- در آمیختگی نظم ونثر
3- وفور لغات عربی، بیش از 53 درصد لغات عربی است.
4- استفاده فراوان از کلمات ترکی و مغولی: قلپاق، اولجه، قنق، وشاق، یراق، یرلیغ، یساول، تنسوق و …
5- استفاده از اشعار ترکی و عربی .
6- استفاده از کلمات مترادف: اطراف و اکناف، احمال و اثقال، زاد و راحله ، دوری و مهجوری و …
7- استفاده از القاب و عناوین: حضرت سلطان نامدار، دره التاج سلطنت و اقتدار، درّی فلک حشمت و وقار، صاحب مهد عزت خانی، ولی عهد سعادات خاقانی، السلطان الجلیل العظیم الشان ابوالخیر سلطان. (مهمان نامه :5)
8- مطابقهی صفت و موصوف بر طبق دستور عربی: مشاهده کافیه. لطیفه غیبیه. کوه های مصنوعه. عوارض مهلکه ، امراض مختلفه ، امراء عظام. جبال شوامخ. جنود عساکر و…
9- تتابع اضافات:
به سواد مداد امداد اجناد بیاض آن صفحه سیم فام را می فرسودند.(مهمان نامه: 116) بسط مواید عوارف و نشر عواید نعم ذوارف(همان: 132)
10- جمع بستن با ات: التفاتات. متراکمات. سحابیات و …
11- استفاده از و جه وصفی افعال:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در وسط دریای اخضر اشجار قنطره ای جدار از سیم کشیده، یا امتداد خیط ابیض صبح است برکنارهی افق نیلگون دمیده. (مهمان نامه:116)
12- اطناب به سبب آوردن کلمات مترادف، وجوه وصفی، ایات و احادیث، عبارات عربی، شعر، بازی های لفظی و…

2-3- 2 ویژگی های فکری
1-برجستگی علمی: نویسنده فردی فاضل و عالم بوده و تمام علوم زمان خود را فرا گرفته است . و تألیفات گوناگون او این مسئله را به خوبی نشان می دهد.
اقتداری در کتاب لارستان کهن در مورد فضل الله این گونه می نویسد: ((فضل و دانش وی در علوم مختلف فقه ، حدیث،تفسیر ، تاریخ، حکمت، و سایر علوم نقلیه و عقلیه به حد کمال رسیده و در علوم مختلفه ی مذکور تصانیف نفیسی دارد که با وجود انتقالات زیاد در دیار مختلف و عدم استقرار همه جا به تألیف و تصنیف می پرداخته است و بدیهی است بسیاری از این تألیفات در این انتقالات و دربدری های اضطراری مفقود و ضایع شده است . احوال وی در اغلب مراجع کم و بیش ضبط است و همه او را به دانش زیاد و علّو مقام ستوده اند. مخصوصاً گویا در علم حدیث سرآمد روزگار خود بوده.))(اقتداری،1334: 191)
اما متأسفانه چندان از مقام علمی او یاد نمی شود . و در بسیاری از کتاب های مرجعی که نام بزرگان را می بینیم ، اسمی از او برده نمی شود. علت این گمنامی را آقای محمدامین خنجی در مقاله ای این گونه بیان می کنند: ((هرچند مراجع مختلفی کم و بیش از احوال و آثار وی یاد کرده اند ، ولی چون سخت مبغوض و مورد تعاقب شاه اسماعیل بود بالطبع کسی را یارای آن نبود که کما ینبغی عالم و دانشمند مؤثرالوجودی مانند او را که در عین حال معروفیت هم داشت معرفی نماید . لذا آنچه آن زمان درباره ی او نوشته اند مختصر و آمیخته به ابهام است . ابهام از این جهت که او دوستدار اهل بیت و ائمه اطهار بود ، ولی با خلط مبحث او را به دشمنی با آنان متهم کردند. بدیهی است مورخین بعدی به نقل و اقتباس از قول سابقین اکتفا نموده و خود در پی تحقیق و قضاوت در اتهاماتی که به او وارد کرده اند برنیامده اند)).(خنجی،1335ج4: 177)
2-دین داری و تعصّب: فضل الله فردی مذهبی است ، و این را از استفاده فراوان آیات و احادیث که در سرتاسر کتاب مشاهده می شود ،می توان دید. وی فردی متشرّع است ،تا جایی که خود شخصاً در جنگ و جهاد شرکت کرده و آن را واجب عینی می داند .(همراه خان بودن در این سفر بر همه کس واجب شد ، حضرت خان تکبیری فرمایند که در این سفر فقیر عزم تخلّف از خدمت ندارم).(مهمان نامه:44)
فضل الله سخت طرفدار سنّت بوده و به مذهب خود تعصّب می ورزیده، تا آنجا که به خاطرکینهی شدیدش به صفویان شیعی مذهب، ترک وطن کرده، و از هر فرصتی برای تحریک پادشاهان به جنگ با صفویان بهره می جوید و آنان را بدتر از کفار افرنج می داند(طایفه کلاه سرخ بدتر از کفار افرنجند ومقاتله با ایشان افضل از مجاهده با کفار افرنج).(مهمان نامه،45)
همین خصیصه ی تعصب او را به فردی کینه جو و ناآرام تبدیل کرده که دائماً به مبارزه و جنگ با صفویان فکر می کرده و روحیه ای نا آرام داشته باشد. این تعصب شدید او را آقای اقتداری به نحوی تلطیف شده چنین گزارش کرده اند:
(( اما بعضی مراجع او را به شدت در مذهب تسنن تا به حد افراط معرفی کرده اند تا جائی که آنچه به وی نسبت داده اند خود با مذهب تسنن منافات دارد. و نمی توان بدون تامل این نسبت ها را باور کرد. هر چند تحت تاثیر شدید عوامل زمان و محیط و موقعیت و مقام خودش حس طرفداری از امرای آق قوینلو و تمسّک شدید به مذهب او را طبعاً به مبارزه با صفویان ناگزیر می کرده و از این رو راه عناد و مقاومت در پیش گرفته و از اشعار وی در تحریص سلطان عثمانی بر علیه صفویان پیداست که تا حد افراط غرق این مبارزه شده اما دور از انصاف است که عناد او نسبت به شاه اسماعیل به عناد نسبت به اهل بیت تعبیر گردد. که احترام او نسبت به اهل بیت از مؤلفاتش واضح و آشکار است و از یک شخص متدیّن از هر فرقه باشد جز این نتواند بود. مسلماً این نسبت بنا به مقتضیات زمان به طور اغراق آمیزی شهرت یافته است مخصوصاً از دو جهت یکی اینکه ردّی بر نهج الحق علامه ی حلی نوشته است که نوشتن آن هم از مقتضیات زمان بوده، (یعنی از نظر خود وی) هر چند در این کتاب از جاده ادب خارج نگشته و علامه ی حلی را به بزرگواری و فضل یاد کرده ولی چنین کتابی مقتضی زمان نبوده (یعنی از نظر صفویان) دوم اینکه او و پدرش و خانواده اش از بزرگان و سران دولت آق قوینلو بوده اند))( اقتدرای،1334 :191)
و آقای محمد امین خنجی می نویسد: ((ناگفته نماند که فضل الله بن روزبهان ، در ردیف آن عده از علمای شافعیه باید محسوب شود که بعضی از مؤلفین کتب رجال چون از احوال آنان گفتگو می دارند نسبت تشیع به آنها می دهند ، ولی این شخص که غلوش در محبت و ولای اهلبیت بیش از دیگران است متهم به دشمنی و تبری شده است. پس باید دید که علت واقعی این اتهام بیجا و خلط مبحث از کجاست ؟
علت نخست آن است که او و پسرش جمال الدین از سران و مقربین در دولت آق قوینلو بوده اند….ودوم به علت آنکه مورد دشمنی و مبارزه مسبوق به سابقه مهم تری است و آن این بود که قبل از قیام شاه اسماعیل انتقادات سخت و شنیعی از پدر و جد شاه اسماعیل در عالم آرا نوشت و البته داعی بر نکوهش آنان ، ظهور آشوب و اخلال در امور بود نه موضوع مذهبی.)).(خنجی،1335،ج4: 179)
سخاوی استادِ فضل الله ، در کتاب خود معروف به « الضوء اللامع لاهل القرن التاسع» در مورد فضل الله چنین می نویسد: « درفنون مختلف عربی و معانی و اصولین (= اصول الدین و اصول الفقه) و غیرها سرآمد اقران شد. در زندگی حسن سلوک داشت و ایام را با تقشف و توجه می گذراند، لطف معاشرت داشت و در طرح مسائل قوی دست بود، ذوقی سلیم داشت و با قناعت خو گرفته بود. (ستوده،1355: مقدمه)

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

3- جبرگرایی: نویسنده به جبر اعتقاد دارد و این از فحوای کلامش ظاهر و آشکار است.
شایستی آن زحمات و شداید روی نمی نمود و آن بلیّات و آفات از مکمن غیب ظهور نمی یافت و لیکن دست تقدیر« والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم» چنین قضا فرموده بود.(همان :132)
هر آینه برحسب جریان تقدیر الهی بعد از بلوغ مرتبه کمال از دشت قبچاق بیرون آمده .(همان:151)

2-3-3- ویژگی های ادبی
1- آرایه ی سجع: در توصیفات این متن ،گاهی با آرایه سجع مواجه می شویم که نویسنده با هنرمندی و زیبایی آنها را به کار برده است.
چنگال او از مخالب موت کنایتی و منقارش از دم سنان تیز حکایتی (مهمان نامه: 150)
هر ملامتی از دشمنان سلامتی و ایذا و کفایتی نصرت و هدایتی.(همان :149)
ذنب بر فوق چسبانیده و قرن خود را در میان پشت خسبانیده.(همان:134)
گل چهره خوبان را وقت نجات در عرق گیرد و در هرات روزی هزار زیادت از او بمیرد.(همان:140)
گویی فلکی است تمامی اجزای او انجم سیم گون، یا مجره ایست سحابیات او یک طبق مملو از کواکب گردون . (همان:116)
سینه که محل ترداد نفس و موضع هواکش این قفس است.(همان:132)

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید