فصل دوم: پیشینه پژوهش
۲-۱ مقدمه13
۲-۲ مطالعات مربوط به ترکیب فعلی13
۲-۲-۱ آثار مربوط به زبان فارسی13
۲-۲-۱-۱ خیام‌پور (۱۳۴۷)14
۲-۲-۱-۳ مستأجر حقیقی (۱۳۶۹)14
۲-۲-۱-۴ صادقی (۱۳۷۰، ۱۳۷۱، ۱۳۸۳)15
۲-۲-۱-۵ کلباسی (۱۳۸۰)16
۲-۲-۱-۶ طباطبایی (۱۳۸۲، ۱۳۸۷)16
۲-۲-۱-۷ شقاقی (۱۳۸۶)17
۲-۲-۱-۸ میرعمادی و مجیدی (۱۳۸۶)17
۲-۲-۱-۹ خبّاز (۱۳۸۶)17
۲-۲-۱-۱۰ ابوالقاسمی (۱۳۸۹)18
۲-۲-۱-۱۱ سعیدی‌ (۲۰۰۹، 2012، بی‌تا)19
۲-۲-۱-۱۲ غنچه‌پور (۱۳۹۲)20
۲-۲-۱-۱۳ شکی (۱۹۶۴)21
۲-۲-۱-۱۴ لمبتون (۱۹۸۴)22
۲-۲-۱-۱۵ تهرانیسا (۱۹۸۷)22
۲-۲-۱-۱۶ واحدی (۲۰۰۹)22
۲-۲-۲ آثار مربوط به زبان‌های دیگر23
۲-۲-۲-۱ لیز (۱۹۶۰)23
۲-۲-۲-۲ لوی (۱۹۷۸)24
۲-۲-۲-۳ روپر و زیگل (۱۹۷۸)25
۲-۲-۲-۴ سلکرک (۱۹۸۲)25
۲-۲-۲-۵ لیبر (۱۹۸۳، ۲۰۰۴، ۲۰۰۹)26
۲-۲-۲-۶ زوئیکی (۱۹۸۵ و ۱۹۹۳)27
۲-۲-۲-۷ بوی (۱۹۸۸، ۲۰۰۵)27
۲-۲-۲-۸ جنسن (۱۹۹۰)28
۲-۲-۲-۹ متیوز (۱۹۹۱)28
۲-۲-۲-۱۰ میلر (۱۹۹۳)28
۲-۲-۲-۱۱ جکنداف (۱۹۹۷)29
۲-۲-۲-۱۲ فب (۱۹۹۸)29
۲-۲-۲- ۱۳ اسپنسر (۲۰۰۰)30
۲-۲-۲-۱۴ اسکالیزه، بیزتو و گوئوارا (۲۰۰۵)30
۲-۲-۲-۱۵ فوکوشیما (۲۰۰۵)30

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

۲-۲-۲-۱۶ اسکالیزه و بیزتو (۲۰۰۹)31
۲-۲-۲-۱۷ گیگریچ (۲۰۰۹)31

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

۲-۲-۲-۱۸ صدیقی (۲۰۰۹)32
۲-۳ مطالعات مربوط به انضمام32
۲-۳-۱ مطالعات زبان‌شناسان ایرانی درمورد انضمام32
۲-۳-۱-۱ دبیرمقدم (۱۳۷۶)32
۲-۳-۱-۲ کریمی (۱۹۹۷)34
۲-۳-۱-۳ ارکان (۱۳۸۵)34
۲-۳-۱-۴ شقاقی (۱۳۸۶)35
۲-۳-۲ مطالعات زبان‌شناسان غیرایرانی درمورد انضمام35
۲-۳-۲-۱ سپیر (۱۹۱۱)36
۲-۳-۲-۲ سیداک (۱۹۸۰)36
۲-۳-2-3 میتون (۱۹۸۴)36
۲-۳-2-4 تراویس (۱۹۸۴)37
۲-۳-2-5 بیکر (۱۹۸۸)38
۲-۳-2-6 روزن (1989)38
۲-۳-2-7 اسپنسر (2000)39
۲-۳-2-8 گرتس (2001)39
۲-۳-2-9 اندرسن (2001)40
2-3-2-10 مسم (2001)40
۲-۳-2-11 لیبر (2010)41
2-4 مطالعات مربوط به ساخت موضوعی و نقش‌های تتا41
۲-4-۱ آثار مربوط به زبان فارسی41
۲-۴-۱-۱ قادری (۱۳۸۳)42
۲-۴-۱-2 هادیان (1387)43
۲-۴-۱-3 معزی‌پور (1388)43
۲-۴-۱-4 عبداللهی (1390)44
۲-۴-۱-4 غنچه‌پور (1392)46
۲-4-2 آثار مربوط به زبان‌های دیگر47
2-4-2-1 السینا (1992، 2001)48
2-4-2-2 هیل و کیسر (1993، 2002)49
2-4-2-3 هگمن و گرون (1999)51
2-4-2-4 ون‌ویلن (2000، 2005)52
2-4-2-5 سعید (2003)54
2-4-2-6 هایدن (2005)56
2-4-2-7 لوین و رپپورت (2005)57
2-5 خلاصه58
فصل سوم: مبانی نظری
3-1 مقدمه61
3-2 مبانی نظری پژوهش61
3-3 ترکیب فعلی63
3-3-1 تمایز ترکیب از گروه نحوی65
3-3-2 هسته نحوی در ترکیبهای فعلی68
3-3-3 هسته معنایی در ترکیبهای فعلی68
3-3- 4 خاستگاه تشکیل ترکیبهای فعلی69
3-3-5 نحوه تشکیل ترکیب‌های فعلی70
3-3-5-1 نظریه گشتاری- واژگانی روپر و زیگل (1978)70
3-3-5-2 نظریه نحو واژه سلکرک (1982)71
3-3-5-3 نظریه ارتباط موضوعی و تراوش مشخصه‌ای لیبر (1983)72
3-3-5-4 نظریه نامتقارن دیشولو (2009)72
3-3-5-5 نظریه صرف توزیعی هارلی (2009)73
3-3-6 انضمام73
3-4 ساخت موضوعی76
3-4-1 موضوعهای تلویحی و موضوعهای تصریحی79
3-5 نقش‌های تتا82
3-6 خلاصه83
فصل چهارم: تحلیل داده‌ها
4-1 مقدمه87
4-2 نحوه استخراج داده‌ها88
4-3 ترکیب فعلی در زبان فارسی90
4-3-1 هسته نحوی در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی91
4-3-2 هسته معنایی در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی92
4-3-3 خاستگاه تشکیل ترکیب‌های فعلی زبان فارسی93
4-3-4 شیوه تشکیل ترکیب‌های فعلی زبان فارسی94
4-4 ساخت موضوعی و نقش‌های تتا در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی95
4-4-1 بسامد نقش‌های تتا در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی97
4-4-1-1 توزیع ساخت موضوعی منضم به ستاک فعلی98
4-4-1-2 توزیع ساخت غیرموضوعی منضم به ستاک فعلی99
4-4-2 کلان‌نقش‌های معنایی در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی101
4-4-2-1 توزیع کلان‌نقش‌های معنایی در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی103
4-5 خلاصه104
فصل پنجم: خلاصه و نتیجه‌گیری
5-1 مقدمه109
5-2 خلاصه فصل‌های گذشته109
5-3 نتیجه‌گیری112
5-3-1 پرسش‌ها و فرضیه‌های پژوهش113
5-3-2 پاسخ‌ به پرسش‌های پژوهش و نتایج113
5-4 پیشنهادهایی برای مطالعات آینده114
منابع116
چکیده انگلیسی130
فصل نخست
کلیّات پژوهش
1-1 مقدمه
فصل حاضر مقدمه‌ای است برای بررسی بحث اصلی این پژوهش که در ارتباط با ’ترکیب فعلی‘1 و سازه‌های تشکیل‌دهنده آن محسوب می‌شود. عنوان پژوهش حاضر “ساخت موضوعی2 و نقش‌های تتا3 در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی” است. ترکیب فعلی، ’ترکیب ترکیبی‘4 یا ’ترکیب ثانویه‘5 ساختی است متشکل از دو یا چند سازه که هسته نحوی آن برگرفته از فعل و عناصر دیگر آن شامل سازه غیرفعلی و نیز ’وند اشتقاقی6‘ است. سازه غیرفعلی در این ترکیب زبان فارسی ممکن است ’موضوع 7‘فعل یا ’غیرموضوع 8‘باشد. در این پژوهش سعی می‌شود تا به انضمام9 موضوع‌های فعل نظیر ’عامل‘10،‌ ’پذیرا‘11، ’پذیرنده 12‘و نظایر آن به‌منظور تشکیل ترکیب فعلی و بررسی انواع و بسامد آنها پرداخته ‌شود.
در این فصل به بیان مسئله، اهداف و اهمیت پژوهش، پرسش‌ها و فرضیه‌های پژوهش، روش پژوهش و معرفی برخی اصطلاحات تخصصی مورداستفاده در این پژوهش خواهیم پرداخت.
1-2 بیان مسئله
ترکیب فعلی ساختی است که از انضمام عناصری غیرفعلی همچون اسم، صفت،‌ ضمیر، قید، مفعول حرف اضافه و نیز گروه‌های نحوی گوناگون همچون گروه اسمی، گروه صفتی، گروه قیدی،‌ گروه حرف‌اصافه‌ای یا ترکیبی از آنها به‌دست می‌آید. هسته نحوی ترکیب‌های فعلی، سازه برگرفته از فعل و عنصر غیرفعلی آن که شامل واژه و گروه است به لحاظ معنایی موضوع (اجباری یا اختیاری) آن به‌شمار می‌رود. عموما در ترکیب‌های فعلی به‌جز سازه فعلی و غیرفعلی شاهد یک وند اشتقاقی نیز به‌صورت ’عیان‘13 یا ’نهان‘14 هستیم.
ازنظر کاتامبا و استونهم15 (2006: 321 ) ترکیب فعلی دارای ویژگی‌های زیر است:
اول) هسته‌ غیربسیط صفت یا اسم که برگرفته از فعل است؛
دوم) سازه وابسته که موضوع نحوی هسته اسمی یا صفتی برگرفته از فعل است؛
سوم) سازه وابسته دارای ’نقش تتا‘16ی عامل، پذیرا یا نظایر آن‌هاست؛ و

چهارم) معنای کل ترکیب ’شفاف‘17 است.
در فرایند انضمام، یک واژه مستقل معنایی براثر اعمال قواعد نحوی به‌جایگاه جدیدی انتقال یافته، در دل واژه‌ای دیگر جای می‌گیرد. به عقیده بیکر18 (1988) یکی از ویژگی‌های مهم انضمام، تغییر روابط حاکمیت میان ’محمول‘19 و موضوع‌هاست و این امر به تغییر روابط دستوری می‌انجامد. وی با ارائه ’اصل آینه‘20 که اشتقاق صرفی را بازتابی از اشتقاق نحوی و برعکس می‌داند از قواعد حرکت برای تغییر سازه‌ها در جمله یاد می‌کند. این سازه‌ها گاهی درون گروه و گاهی درون واژه قرار می‌گیرند. درمورد اخیر، تغییرات صرفی بنیادینی صورت گرفته، واژه مرکبی متشکل از دو سازه جداگانه ایجاد خواهد شد.
با توجه به این مسائل قصد داریم با مطالعه‌ای پیکره‌بنیاد مشخص کنیم چه نوع موضوع‌هایی در زبان فارسی قابلیت انضمام به فعل برای تشکیل ترکیب فعلی را داشته، زایاترین انواع انضمام موضوع در ترکیب‌های فعلی این زبان کدامند.
1-3 مبانی نظری پژوهش
مبانی نظری این پژوهش شامل دبیرمقدم (1376)، مسم21 (2001) و ون‌ویلن22 (2000 و 2005) است. دبیرمقدم (1376) با تمایز قائل‌شدن میان فعل‌های مرکب ’ترکیبی 23‘و ’انضمامی 24‘ بر آن است که در فرایند ’انضمام‘25، یک اسم و نه یک گروه اسمی که اسم جنس،‌ غیرارجاعی و غیرمستقل باشد به فعل منضم شده، باعث کاهش ’ظرفیت 26‘فعل و تغییر ساخت موضوعی آن می‌گردد.
مسم (2001) با معرفی ’شبه‌انضمام اسم‘27 به تبیین انضمام ’موضوع برونی 28‘،’افزوده 29‘و عناصر غیرموضوع به ’ستاک فعلی 30‘پرداخته، انضمام نحوی بیکر (1988) را که در زبان فارسی پاسخگوی شیوه ایجاد ترکیب‌های فعلی و خاستگاه آن نیست کنار می‌زند. در رویکرد وی نیازی به نقض اصول ’محدودیت حرکت هسته31‘، ’فرافکنی32‘، ’مقوله تهی 33‘یا حرکت به سمت بالای’نمودار درختی 34‘نبوده، سازهها بیهیچ محدودیتی به ’خواهر بلافصل 35‘فعل منضم می‌شوند.
ون‌ویلن (2000) نیز نظریه ’نقش‌های معنایی‘36 خود را در ’دستور نقش و ارجاع 37‘حاوی دو نوع نقش متفاوت می‌داند: نخست، ’روابط پذیرندگی 38‘خاص که همان موارد عامل، پذیرنده،‌ پذیرا، ’تجربه‌گر‘39 و نظایر آن است؛ و دیگری ’نقش‌های معنایی تعمیمی 40‘موسوم به ’کلان‌نقش‌ 41‘معنایی که در رساله دکتری ون‌ویلن (1977) مطرح شده و مشابهی در نظریه‌های دیگر ندارد. کلان‌نقش‌ها رابط میان ’بازنمایی نحوی‘42 و ’ساخت منطقی43‘‌اند. تنها دو کلان‌نقش ازاین‌دست با عنوان ’کنشگر 44‘و ’کنش‌پذیر‘45 متناظر با دو موضوع اصلی با رابطه ’گذرایی 46‘وجود دارد که هریک چند رابطه پذیرندگی خاص را نمایندگی می‌کند. وظیفه خاص کلان‌نقش‌ها در ’انطباق‘ 47 (یا پیونددهی) بازنمایی‌های معنایی و نحوی است.
ون‌ویلن (2005) نیز نقش‌های معنایی را در سه سطح متمایز کلی ارائه می‌دهد: سطح نخست به نقش‌های معنایی ’فعل‌ویژه‘48 همچون دونده یا شنونده اختصاص دارد. سطح دوم،‌ روابط پذیرندگی شامل عامل، ’ابزار‘49، تجربه‌گر، پذیرنده و پذیراست که تعمیم‌های نقش‌های فعل‌ویژه‌اند. سطح سوم هم نقش‌های معنایی تعمیمی یا کلان‌نقش‌های کنشگر و کنش‌پذیر است.
1-4 اهداف و اهمیت پژوهش
در این پژوهش که پیشینه مشابهی ندارد سعی می‌شود به بررسی،‌ دسته‌بندی و تحلیل آماری موضوع‌ها و نقش‌های تتای منضم به فعل در ترکیب‌های فعلی پرداخته شده، پربسامدترین و پرکاربردترین آنها در این زمینه مشخص گردد. به‌این‌ترتیب، می‌توان به ارائه ابزارهای عینی برای فرایندهای واژه‌سازی و واژه‌گزینی و نیز تحلیل خوش‌ساختی ترکیب‌های فعلی در زبان فارسی امروز پرداخت.
1-5 پرسش‌های پژوهش
پژوهش حاضر قصد دارد به پرسش‌های زیر پاسخ گوید:
اول) موضوع‌‌های فعلی و نقش‌های تتای ممکن منضم به فعل در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی امروز کدام‌اند؟
دوم) پربسامدترین موضوع‌‌های فعلی و نقش‌های تتای منضم به فعل در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی امروز کدام‌اند؟
سوم) پربسامدترین کلان‌نقش‌ معنایی منضم به فعل در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی امروز کدام‌اند؟
1-6 فرضیه‌های پژوهش
در این پژوهش، متناسب با پرسش‌های بخش پیشین این فرضیه‌ها ارائه می‌شوند:
اول) تمامی موضوع‌ها و نقش‌های تتا ازجمله عامل، پذیرا، پذیرنده، ’محرک50‘، تجربه‌گر، ’مکان51‘، ’مبدا 52‘، ’هدف 53‘، ’دارنده 54‘، ’داشته‘55 و نظایر آن می‌توانند در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی امروز به‌صورت انضمامی ظاهر شوند.
دوم) پذیرنده و پذیرا پربسامدترین موضوع‌ها و نقش‌های تتای منضم به فعل در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی امروز هستند.
سوم) کنش‌پذیر پربسامدترین کلان‌نقش‌ معنایی منضم به فعل در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی امروز است.
1-7 اصطلاحات و مفاهیم کلیدی
واژه مرکب فعلی: واژه‌ای با حداقل دو سازه که هسته نحوی آن برگرفته از فعل و سازه غیرفعلی آن موضوع فعل یا غیرموضوع باشد.
شبه‌انضمام: انضمام آزاد ’موضوع درونی‘56 یا بیرونی و نیز عناصر غیرموضوع و افزوده به ستاک فعلی برای ساخت ترکیب‌های فعلی.
ساخت موضوعی: عبارت است از “حداقل ’شرکتکنندگان 57‘در کنش یا حالتی که محمول بیان میکند” (هگمن58،‌ 1994: 44).
نقش‌های تتا: عبارت است از “نقش‌های معنایی موضوع‌ها در ارتباط با محمول خود” (هگمن و گورون59، 1999: 25).
کلان‌نقش‌های معنایی: نقش‌های معنایی تعمیمی که تعمیم‌های معناییِ روابط پذیرندگی‌ شامل کنشگر و کنش‌پذیر است.
1-8 روش پژوهش
روش پژوهش حاضر توصیفی-کتابخانه‌ای است و برآن است تا با استفاده از چهار جلد نخست فرهنگ بزرگ سخن (انوری، 1390) به بررسی پیکره‌بنیاد انضمام موضوع‌ها و نقش‌های تتای مختلف در ترکیب‌های فعلی زبان فارسی امروز بپردازد.
1-9 ساختار پژوهش
این پژوهش طی پنج فصل تنظیم شده است. در فصل نخست پژوهش حاضر مقدمه‌ای پیرامون موضوع، اهمیت، ضرورت انجام، هدف، روش کار و ساختار پژوهش ارائه گردیده است. فصل دوم به مرور مطالعات پیشین مشتمل بر مطالعات زبان‌شناسان ایرانی و غیرایرانی درمورد فرایندهای ترکیب، انضمام و ساخت موضوعی و نقش‌های تتا اختصاص دارد.
فصل سوم این پژوهش نیز با عنوان مبانی نظری به تعریف ترکیب فعلی بهمثابه واحدی غیربسیط و ارتباط آن با فرایند انضمام، تمایز آن از گروه نحوی، تعیین هستههای نحوی و معنایی، خاستگاه و نحوه تشکیل آن بر اساس نظریههای گوناگون نظیر شبهانضمام و نیز بررسی ساخت موضوعی و نقشهای تتا در رابطه با این دست از ترکیب می‌پردازد. در فصل چهارم، تجزیه و تحلیل داده‌ها در چارچوب‌های نظری ارائه شده در پژوهش صورت گرفته و یافته‌های آن به‌صورت آماری و نموداری ارائه گریده است. فصل پنجم نیز به جمع‌بندی و خلاصه مطالب چهار فصل گذشته همراه با نتایج حاصل از پژوهش از طریق پاسخ‌گویی به پرسش‌های مطرح شده در فصل نخست و نیز ارائه پیشنهادهایی برای مطالعات آینده اختصاص یافته است.

فصل دوم
پیشینه پژوهش
۲-۱ مقدمه
مقوله ترکیب و به‌تبع آن ترکیب فعلی – اعم از ترکیب یا اشتقاق – با توجه به اهمیت و زایایی آن در امر واژه‌سازی در بیشتر زبان‌های دنیا، موردتوجه پژوهشگران زبانی بوده است. در این فصل سعی می‌شود مطالعاتی که درزمینه ترکیب فعلی و نیز انضمام انجام‌شده و به نظر این پژوهنده رسیده موردبررسی قرار گیرد. در بخش نخست آثار مربوط به ترکیب فعلی در زبان فارسی و سپس پژوهش‌های انجام‌شده درمورد دیگر زبان‌ها از دیده می‌گذرد. در بخش دوم پژوهش‌های مرتبط با پدیده انضمام در دو زیربخش پژوهشگران ایرانی و غیرایرانی ارائه می‌گردد. بخش سوم نیز به مطالعات مربوط به ساخت موضوعی و همچنین نقش‌های تتا اختصاص دارد.
۲-۲ مطالعات مربوط به ترکیب فعلی
۲-۲-۱ آثار مربوط به زبان فارسی
در این بخش به نوشته‌های برخی زبان‌شناسان و دستورنویسانی که مقوله ترکیب در زبان فارسی را موردمطالعه قرار داده‌اند ازجمله خیام‌پور (۱۳۴۷)، فرشیدورد (۱۳۸۲)، مستأجر حقیقی (۱۳۶۹)، صادقی (۱۳۷۰، ۱۳۷۱، ۱۳۸۳)، کلباسی (۱۳۸۰)، طباطبایی (۱۳۸۲، ۱۳۸۷)، شقاقی (۱۳۸۶)، میرعمادی و مجیدی (۱۳۸۶)، خبّاز (۱۳۸۶)، ابوالقاسمی (۱۳۸۹)، سعیدی‌ (2009، 2012 ، بی‌تا)، غنچه‌پور (۱۳۹۲)، شکی (۱۹۶۴)، لمبتون (۱۹۸۴)، تهرانیسا (۱۹۸۷) و واحدی (۲۰۰۹) اشاره خواهد شد.
۲-۲-۱-۱ خیام‌پور (۱۳۴۷)
خیام‌پور (۱۳۴۷: ۳۵-۵۴) واژه مرکب را متشکل از دو یا چند کلمه تعریف کرده و انواع اسم، صفت، فعل و قید مرکب را تقسیم‌بندی می‌کند. وی بی‌آنکه از ساخت موضوعی یا نحوه انضمام آن حرفی به میان آورد،‌ واژه‌ای چون خداپرست را متشکل از یک اسم مفعول صریح و یک صفت فاعلی مرخم دانسته یا دلپذیر را حاصل پیوستن فاعل به یک صفت فاعلی مرخم می‌انگارد. همچنین منضم شدن برخی موضوعات غیراجباری مانند مفعول غیرصریح را می‌توان در تقطیع‌هایی که او از ترکیب‌های فعلی به‌دست می‌دهد نیز مشاهده نمود؛ اما هیچ اشاره مستقیمی به انضمام موضوع به فعل در کار او دیده نمی‌شود.
۲-۲-۱-۲ فرشیدورد (۱۳۸۲)
فرشیدورد (۱۳۸۲: ۱۷۰-۱۷۲) در دستور مفصل امروز خود با جداسازی کلمه مرکب فعلی از غیرفعلی، اولی را واژه‌ای برگرفته از فعل تعریف می‌کند. وی نمونه‌های بسیاری از ترکیب فعلی،‌ ترکیب غیرفعلی، ترکیب مضاعف و ترکیب پیچیده (ترکیب-اشتقاق) ذکر نموده اما درباره نحوه تشکیل یا نوع انضمام عنصر غیرفعلی به پایه فعلی اظهارنظری نمی‌کند.
۲-۲-۱-۳ مستأجر حقیقی (۱۳۶۹)
مستأجر حقیقی (۱۳۶۹) با تعریف واژه مرکب به‌مثابه کلمه‌ای متشکل از دو یا چند تکواژ آزاد، واژه‌های مرکب‌ فارسی را حاصل عملکرد گشتارهای افزایش، حذف، جانشینی و جابجایی بر ژرف‌ساخت جمله و نتیجه فرایندی نحوی می‌داند. بااین‌حال اشاره‌ای به مقوله واژگانی عناصر سازنده ترکیب و تفاوت‌های ساختواژی آنها نکرده، دسته‌بندی خاصی برای پایه‌های غیرفعلی منضم به پایه فعلی به‌دست نمی‌دهد.
۲-۲-۱-۴ صادقی (۱۳۷۰، ۱۳۷۱، ۱۳۸۳)
صادقی (۱۳۷۰: ۸) از اولین کسانی است که ترکیب‌های فعلی فارسی معاصر را بر اساس رابطه دستوری جزء غیرفعلی آنها با فعل – که در ژرف‌ساخت نحوی آنها وجود داشته – طبقه‌بندی نموده است. وی این اجزاء غیرفعلی را به هفت دسته تقسیم می‌کند:
اول- مفعول بی‌واسطه همچون در خاک‌برداری؛
دوم- مفعول باواسطه همچون درهمه‌پرسی؛
سوم- متمم مکانی همچون در پشت‌نویسی؛
چهارم- قید کیفیت همچون در ساده‌نویسی؛
پنجم- گروه مصدّر به حرف‌اضافه همچون در ازسرگیری؛
ششم- متمم ابزاری همچون در گروه‌درمانی؛
هفتم- مسند اسم محذوفی با نقش نهادی یا مفعولی در ژرف‌ساخت همچون در پاک‌سازی.
ازجمله نکات درخور در این مقاله، اشاره به تک‌مرحله‌ای (ناپایگانی) بودن این ترکیب‌ها و نیز طبقه‌بندی برخی اجزای فعلی آنها ذیل عنوان پسوند همچون -بندی در واژه چشم‌بندی است.
صادقی (۱۳۷۱: ۴۲) –دار را نیز نه یک بن فعلی که به پیروی از فیلات (دستور عالی زبان فارسی، ص ۴۰۹) پسوند به شمار آورده است. او (۱۳۸۳) مرکب‌های فعلی را متداول‌ترین نوع ترکیب در زبان فارسی امروز دانسته، جزء غیرفعلی آنها را موضوع جزء فعلی به شمار می‌آورد. وی با ارائه نمونه‌های فراوانی از ترکیب‌های دارای معنای فاعلی و مفعولی به موضوع‌هایی همچون فاعل، مفعول صریح، مفعول غیرصریح، ابزار،‌ و نیز قیدهای مکان،‌ زمان و کیفیت که در روساخت به این ترکیب‌ها منضم می‌شود اشاره نموده اما اظهارنظری درباره نقش‌های معنایی آنها نکرده‌است.
۲-۲-۱-۵ کلباسی (۱۳۸۰)
کلباسی (۱۳۸۰) واژه‌های مرکبی چون مدادتراش یا داربست را همانند دستورنویسان سنتی متشکل از یک جزء غیرفعلی و یک صفت فاعلی مرخم و درنتیجه ترکیبی غیرفعلی درنظرمی‌گیرد. بر اساس دیدگاه وی، ترکیب فعلی صرفاً به فعل مرکب محدود است. او درمورد صرفی یا نحوی بودن ساخت ترکیب، روابط میان اجزای واژه مرکب و نیز تقسیم‌بندی این واژه‌ها اظهارنظری نکرده است.
۲-۲-۱-۶ طباطبایی (۱۳۸۲، ۱۳۸۷)
طباطبایی (۱۳۸۲: ۶۰) در کتاب اسم وصفت مرکب در زبان فارسی مرکب‌های فعلی را واژه‌هایی می‌داند که یک جزء آنها مشتق از فعل باشد؛ اما به پیروی از دستورنویسان سنتی، جزء فعلی در ترکیبی همچون مدادتراش یا نوزاد را صفت (فاعلی یا مفعولی) مرخم در نظر می‌گیرد. ظاهراً ازنظر او تشکیل این‌گونه ترکیب‌ها بر پایه ژرف‌ساخت جمله و درنتیجه فرایندی نحوی محسوب می‌شود هرچند اشاره‌ای به نوع و مقوله موضوع‌های منضم به فعل آنها ندارد.
طباطبایی (۱۳۸۷: ۱۵۰-۱۵۱) بر این باور است که در ترکیب‌هایی چون دل‌خواسته میان جزء غیرفعلی و جزء فعلی، ارتباط موضوعی (فاعل) برقرار است؛ هرچند به هیچ‌گونه ارتباط موضوعی در ترکیب‌های حاصل از فعل مرکب قائل نیست؛ حال آن‌که در ترکیب‌هایی با پایه فعلی نظیر آشپزی یا جاده‌صاف‌کن به ترتیب، آش و جاده موضوع‌های درونی فعل به شمار می‌روند.
۲-۲-۱-۷ شقاقی (۱۳۸۶)
شقاقی (۱۳۸۶) همسو با مرشان (۱۹۶۹) با تقسیم‌بندی صوری ترکیب‌ها به مقوله اجزای سازنده، چنانچه یکی از اجزای این کلمه‌ها فعل باشد آن را مرکب ثانویه یا فعلی می‌خواند. وی الگوهایی را برای ساخت واژه‌های مرکب فعلی ارائه داده و بسیاری از این واژه‌ها را حاصل الحاق نقش‌های نحوی همچون اسم، صفت، ضمیر و قید به فعل می‌داند. در این میان نه اشاره‌ای به نقش‌های معنایی عناصر غیرفعلی این ترکیب‌ها شده و نه درمورد تقسیم‌بندی نمونه‌هایی چون مداربسته یا پریده‌رنگ – که دارای جزء فعلی ولی فاقد ساخت صرفی پیشنهادی اوست و ذیل واژه‌های مرکب مشتق نیز جای نمی‌گیرند – توضیحی ارائه گردیده است.
۲-۲-۱-۸ میرعمادی و مجیدی (۱۳۸۶)
میرعمادی و مجیدی (۱۳۸۶: ۵۷) بدون تمایز گذاشتن میان ترکیب‌های فعلی و غیرفعلی، برای واژه‌هایی چون جواهرساز عنوان اسم مرکب مفعولی – که ترکیبی واژگانی با زیرساختی نحوی است – را برگزیده‌اند. علت این نام‌گذاری نیز وجود نقش مفعولی جزء غیرفعلی این ترکیب‌هاست؛ هرچند دارای معنای فاعلی باشند. در این میان جز پیوستن نهاد یا مفعول صریح به فعل، اشاره‌ای به ساخت موضوعی و نیز نقش‌های معنایی این عناصر غیرفعلی دیده نمی‌شود.
۲-۲-۱-۹ خبّاز (۱۳۸۶)
خبّاز (۱۳۸۶) در رساله دکتری خود کلمات مرکب فعلی را دارای ’هسته نحوی 60‘مشتق از فعل می‌داند. هسته نحوی جزئی از ترکیب است که مقوله دستوری کل ترکیب را تعیین می‌کند به‌این‌ترتیب، عنصر غیرفعلی همواره موضوع نحوی یا معنایی عنصر فعلی است. موضوع نحوی یا موضوعی درونی شامل مفعول صریح و غیرصریح است و یا موضوعی برونی که تنها فاعل را در برمی‌گیرد. موضوع معنایی نیز شامل مواردی چون عامل، ابزار، مکان و بهره‌ور61 است. بااین‌حال، ازآنجاکه موضوع رساله او ترکیب غیرفعلی است، چندان وارد مبحث مربوط به ترکیب فعلی نمی‌شود.
۲-۲-۱-۱۰ ابوالقاسمی (۱۳۸۹)
ابوالقاسمی (۱۳۸۹: ۳۱۲) پس از تعریف ترکیب آزاد و وابسته که اجزای تشکیل‌دهنده آنها به ترتیب،‌ فاقد و واجد ارتباط نحوی با یکدیگرند، روش‌های گوناگون ساخت واژه مرکب در زبان فارسی را نشان می‌دهد. وی با قراردادن برخی ترکیب‌های فعلی زبان فارسی ذیل عنوان مرکب‌های وابسته به تقسیم‌بندی مفصلی از آنها پرداخته، انواع آنها را این‌گونه برمی‌شمرد (۳۵۴-۳۵۷):
اول- ترکیب صفت فاعلی مضارع با اسم برای ساختن صفت فاعلی مضارع همچون در نام‌بردار؛
دوم- ترکیب صفت فاعلی گذشته با اسم یا صفت برای ساختن صفت فاعلی گذشته همچون در سرگشته؛
سوم- ترکیب صفت مفعولی گذشته با اسم یا صفت برای ساختن صفت فاعلی گذشته یا صفت مفعولی گذشته همچون در جهان‌دیده؛
چهارم- ترکیب ماده مضارع با اسم برای ساختن اسم یا صفت فاعلی مضارع و مفعولی گذشته همچون در راه‌رو و آب‌پز ؛
پنجم- ترکیب ماده ماضی متعدی با اسم برای ساختن صفت مفعولی گذشته همچون در نامزد؛
ششم- ترکیب صفت مفعولی گذشته با قید برای ساختن صفت مفعولی گذشته همچون در پاک‌زاده؛
هفتم- ترکیب ماده مضارع با قید برای ساختن صفت فاعلی مضارع یا صفت مفعولی گذشته همچون در بلندگو و پاک‌نویس؛
هشتم- ترکیب صفت مفعولی گذشته با ضمیر مشترک “خود” برای ساختن صفت مفعولی گذشته همچون در خودخواسته؛
نهم- ترکیب ماده مضارع با ضمایر مشترک “خود”، “خویش” و “خویشتن” برای ساختن صفت فاعلی مضارع همچون در خودرو و خوشتن‌بین؛
همچنین او ترکیب‌هایی با هسته فعلی نظیر بزن‌بزن ، بگیروببند یا بگومگو را نیز جزو مرکب‌های وابسته دانسته، از ترکیب‌های دیگری چون گفت‌وگو یا خریدوفروش که ازنظر وی ترکیب‌های آزاد هستند جدا می‌کند.
بااین‌حال، ارتباط نحوی اجزای ترکیب‌های فعلی و وابسته همچنان محدود به ساخت صرفی آنها باقی‌مانده و اشاره‌ای به انضمام ساخت موضوعی یا تتایی اجزاء غیرفعلی نمی‌شود.
۲-۲-۱-۱۱ سعیدی‌ (۲۰۰۹، 2012، بی‌تا)
سعیدی‌ (۲۰۰۹) در چارچوب نظریه نقش و ارجاع (ون‌ویلن، ۲۰۰۵) به مطالعه فعل‌های مرکب زبان فارسی پرداخته، با بررسی ساخت فعل‌های مرکب دارای جزء غیرفعلی صفتی همچون شاد شدن یا شاد کردن برخلاف کریمی‌دوستان (۱۹۹۷) به‌تفصیل به نوع هر دو سازه محمول و نقش آنها در رویداد و نیز ساخت موضوعی و نمود کل ’پیوند ‘62می‌پردازد.
همچنین سعیدی‌ (2012) انضمام قیدهای مکان و زمان به ’فعل سبک‘63 برای تشکیل فعل‌های مرکب قیدی را در زبان فارسی بررسی نموده است. مطابق تحلیل وی، تنها قید زمان نمودی در فارسی که قابلیت ترکیب با برخی فعل‌های سبک را داراست قید “باز” است که در فعل‌هایی چون بازآمدن یا بازداشتن دیده می‌شود. علاوه بر این، برخی قیدهای مکان و جهت نیز می‌توانند با انضمام به تعدادی از فعل‌های سبک به نقش‌آفرینی در تعیین ساخت موضوعی و ویژگی‌های نمودی ’پیوندهای هسته‌ای‘64 دارای ساخت فعل سبک بپردازند.
سعیدی‌ (بی‌تا) بر اساس نظریه نقش و ارجاع (ون‌ویلن و لاپولا65، ۱۹۹۷ و نیز ون‌ویلن، ۲۰۰۵) و مطالعه‌ای که درزمینه انضمام حروف اضافه فارسی به فعل‌های سبک و تشکیل محمول‌های حرف‌اضافه‌ای صورت داده، به این نتیجه رسیده که اجزاء این محمول‌ها به حروف اضافه مکانی جهتی و ’ایستا‘66 همچون از و به و نیز فعل‌های طبقه ’فازی‘67 – که به برهه‌های خاص رویداد اشاره دارد – محدودند. تنها استثنا در این مجموعه، فعل ایستای داشتن است. او این ساخت‌ها را دارای پیوند هسته‌ای از نوع ’هم‌پایگی وابسته‘68‌ می‌داند. بااین‌وجود، اسم‌های مرکب و واژه‌هایی غیر ازآنچه در محمول‌های هسته‌ای ظاهر می‌شوند در این مطالعات بررسی نشده است.
۲-۲-۱-۱۲ غنچه‌پور (۱۳۹۲)
غنچه‌پور (۱۳۹۲) در رساله دکتری خود تحت عنوان “ترکیب فعلی در زبان فارسی” تحلیل پیکره‌بنیادی از ترکیب‌های فعلی زبان فارسی ارائه داده، پس از تعیین هسته‌های نحوی و معنایی این ترکیب‌ها به این نتیجه رسیده که انضمام معنایی در ساخت آنها به‌صورت اشتقاق در پایه عمل می‌کند. به‌این‌ترتیب، ازنظر وی فرایند ترکیب فعلی، فرایندی است صرفی- نحوی که بیشتر رفتار نحوی دارد. وی وجود کلمات مرکب فعلی هسته نحوی آغازین و پایانی در کنار هم را منطبق با ساختارهای نحوی زبان فارسی دانسته، آن را مؤید تعامل میان حوزه‌های صرف و نحو در خصوص جایگاه هسته در این دو حوزه می‌انگارد.
بر اساس آمار وی، ترکیب‌های فعلی بیش از دو برابر ترکیب‌های غیرفعلی در زبان فارسی زایایی دارند. همچنین برخلاف نظر لیبر (۱۹۸۳) درمورد زبان انگلیسی، در زبان فارسی ترکیب‌های با بیش از یک موضوع اجباری نیز وجود دارد (همچون آچارلوله‌گیر)؛ به‌عبارت‌دیگر، در زبان فارسی انضمام چندگانه نیز دیده ‌می‌شود که این امر فرض انضمام نحوی بیکر (۱۹۸۸) را درمورد زبان فارسی رد می‌کند.
نکته درخور دیگری که در رساله وی دیده می‌شود توجه به وجود یک تغییر رده‌شناختی ازنظر هسته نحوی ترکیب‌های فعلی فارسی امروز نسبت به فارسی قدیم است. بر اساس این مطالعه،‌ در ترکیب‌های فعلی امروز این زبان هسته‌های نحوی آغازین کمتری نسبت به قدیم دیده می‌شود
۲-۲-۱-۱۳ شکی (۱۹۶۴)
شکی (۱۹۶۴: ۱۰۶-۱۰۹) ترکیب‌های فعلی زبان فارسی را که خود ’کلمه مرکب اسمی فعل‌بنیاد‘ می‌خواند متشکل از یک سازه اسمی و یک سازه فعلی تعریف کرده، به لحاظ ساختاری آن را فصل مشترک صرف و نحو به شمار می‌آورد؛ اما درباره چگونگی ساخت ساختواژی و انواع اسم‌های قابل انضمام به جزء فعلی این ترکیب‌ها سخنی به میان نیاورده است.
۲-۲-۱-۱۴ لمبتون (۱۹۸۴)
لمبتون (۱۹۸۴: ۱۰۴) علی‌رغم ارائه نمونه‌های فراوانی از انواع اسم مرکب در زبان فارسی، تمایزی میان ترکیب فعلی و غیرفعلی قائل نشده، درمورد روابط درونی اجزاء آنها به‌ویژه درباره ترکیب‌های فعلی ازجمله ساخت موضوعی یا معنایی عناصر غیرفعلی آنها اظهارنظری نکرده است.
۲-۲-۱-۱۵ تهرانیسا (۱۹۸۷)
تهرانیسا (۱۹۸۷) بدون تمایز گذاشتن میان ترکیب‌های فعلی و غیرفعلی، آنها را به پنج دسته نحوی، راست‌هسته، فاقدهسته، متوازن و بدل تقسیم می‌کند و عمدتاً به تعیین مقوله دستوری و هسته‌های نحوی و معنایی آنها می‌پردازد. در کار وی نیز اشاره‌ای به ساخت انضمامی عناصر غیرفعلی به فعل و موضوع‌های نحوی و معنایی آنها دیده نمی‌شود.
۲-۲-۱-۱۶ واحدی (۲۰۰۹)
واحدی (۲۰۰۹) ترکیب‌های فعلی همچون برف‌پاک‌کن را اسم/صفت عاملی می‌نامد که سازه غیرفعلی آن، موضوع درونی ستاک فعل مرکبی است که به آن منضم می‌شود. البته او به وجود یک پسوند صفر نیز در ساخت واژگانی این‌گونه کلمات قائل است. وی’تعمیم موضوع برونی‘69پیشنهادی رپپورت و لوین70 (۱۹۹۲: ۱۴۵) – که مطابقت ترکیب‌های فعلی با پسوند -er در زبان انگلیسی با موضوع برونی فعل پایه را مسلم می‌داند – در زبان فارسی به‌درستی فاقد کارایی ارزیابی کرده و به نمونه‌هایی چون دست‌آموز و دست‌نویس اشاره می‌کند که ممکن است به موضوع درونی پذیرا یا پذیرنده یا شرکت‌کننده‌های غیرموضوع نحوی ازجمله مکان در رخت‌کن و زمان در خروس‌خوان دلالت داشته باشند. بااین‌وجود،‌ وی توضیحی درباره انواع ترکیب‌های فعلی، حوزه ساخت، هسته‌های نحوی و معنایی ونیز موضوع نحوی و ساخت معنایی عناصر غیرفعلی آنها به‌دست نمی‌دهد.
۲-۲-۲ آثار مربوط به زبان‌های دیگر
در این بخش به آثار برخی زبان‌شناسان و دستورنویسانی که مقوله ترکیب در زبان‌های دیگر را موردمطالعه قرار داده‌اند ازجمله لیز71 (۱۹۶۰)، لوی72 (۱۹۷۸)، روپر و زیگل73 (۱۹۷۸)، سلکرک74 (۱۹۸۲)، لیبر75 (۱۹۸۳، ۲۰۰۴ و ۲۰۰۹)، زوئیکی76 (۱۹۸۵ و ۱۹۹۳)، بوی77 (۱۹۸۸ و ۲۰۰۵)، جنسن78 (۱۹۹۰)، متیوز79 (۱۹۹۱)، میلر80 (۱۹۹۳)، جکنداف81 (۱۹۹۷)، فب82 (۱۹۹۸)، اسپنسر83 (۲۰۰۰)، اسکالیزه، بیزتو و گوئوارا84 (۲۰۰۵)، فوکوشیما85 (۲۰۰۵)، اسکالیزه و بیزتو86 (۲۰۰۹)، گیگریچ87 (۲۰۰۹) و صدیقی88 (۲۰۰۹) اشاره می‌شود.
۲-۲-۲-۱ لیز (۱۹۶۰)
لیز (۱۹۶۰) بدون تمایز گذاشتن میان ترکیب‌های فعلی و غیرفعلی، شکل‌گیری آنها را براثر اعمال قواعد گشتاری بر زیرساخت جمله در مراحل پیاپی و حذف برخی واژه‌ها ازجمله می‌انگارد (به نقل از تن هکن، ۲۰۰۹: ۵۶)؛ حال آن‌که بر اساس اصل ’بازیابی‘89 چامسکی (۱۹۶۵: ۱۴۵) گشتارها قادر نیستند عناصر واژگانی غیرقابل‌بازیابی را حذف کنند. لیز (۱۹۶۰) درمورد کلماتی همچون coffeemaker و babysitter آنها را به ترتیب مشتق از زنجیره فعل- مفعول صریح و فعل- مفعول غیرصریح می‌داند اما توضیح بیشتری درمورد ساخت‌های موضوعی یا نقش‌های معنایی سازه منضم به فعل در این‌گونه ترکیب‌ها ارائه نمی‌نماید.
۲-۲-۲-۲ لوی (۱۹۷۸)
لوی (۱۹۷۸) با رد اعمال بدون استثنای گشتارها برای اشتقاق ترکیب ازجمله زیرساختی پیشنهادی لیز (۱۹۶۰) و نیز با اشاره به اصل بازیابی، موارد قابل‌حذف در اشتقاق ازجمله زیرساختی را این‌گونه برمی‌شمارد:
– ’علت‘ همچون در genetic disease
– ’داشتن‘ همچون در city wall
– ’ساختن‘ همچون در honey bee
– ’استفاده کردن‘ همچون در wind mill
– ’بودن‘ همچون در pine tree
– ’درون ‘همچون در desert rat
– ’برای‘ همچون در dog house
– ’از‘ همچون در olive oil
– ’درباره‘ همچون در tax law
درهرصورت، وی نیز ساخت موضوعی، نقش‌های معنایی و همچنین ارتباط دستوری میان اجزاء ترکیب به‌ویژه ترکیب فعلی را مسکوت می‌گذارد.
۲-۲-۲-۳ روپر و زیگل (۱۹۷۸)
مطالعه روپر و زیگل (۱۹۷۸) نقطه عطف مهمی درزمینه ترکیب فعلی، تمایز آن از ترکیب غیرفعلی که آنها ریشه‌ای می‌خوانند، تعیین هسته نحوی و معنایی و نیز تراوش مشخصه‌ای90 آن به شمار می‌رود. آنها با معرفی ’اصل نخستین خواهر‘91 تشکیل ترکیب‌های فعلی را از طریق قواعد گشتار واژگانی و انضمام واژه‌ای که در جایگاه نخستین خواهر فعل است می‌دانند. بنابه تعریف آنها، ترکیب فعلی در زبان انگلیسی انحصاراً دارای نشانه‌های ساختواژی -ed، -ing و -er و البته یک پایه فعلی است. هرچند اشاره به ماهیت صرفی- نحوی ترکیب فعلی و ارتباط مستقیم آن با گروه فعلی ازجمله نکات درخور توجه در این مطالعه است، تحلیل آن از تبیین ساخت موضوعی مضاعف برخی ترکیب‌ها در زبان فارسی همچون در سیم‌خاردار و نقش‌های معنایی در ترکیب فعلی بازمی‌ماند.
۲-۲-۲-۴ سلکرک (۱۹۸۲)
سلکرک (۱۹۸۲) با رد نقش گشتارها در تشکیل ترکیب‌ها از قواعد بازنویسی بافت‌آزاد و نظریه ایکس تیره برای توضیح ساخت درونی آن سود می‌جوید. وی تعریف روپر و زیگل (۱۹۷۸) از ترکیب فعلی را ناقص دانسته و آن را اسم یا صفت مرکب درون‌مرکزی با هسته اسمی یا صفتی مشتق از فعل می‌داند که سازه غیرهسته آن موضوع هسته اسمی یا صفتی پایه فعلی باشد. به‌این‌ترتیب اجزاء غیرفعلی مکان، حالت یا زمان فاقد رابطه تتایی با هسته بوده و این دست ترکیب‌ها غیرفعلی به شمار می‌روند.
۲-۲-۲-۵ لیبر (۱۹۸۳، ۲۰۰۴، ۲۰۰۹)
لیبر (۱۹۸۳) بر این باور است که در ترکیب فعلی، خواهر فعل موضوع معنایی است، نه موضوع درونی اجباری. به همین دلیل است که breast feed که در آن خواهر فعل، موضوع معنایی (ابزار) است خوش‌ساخت و meat eat که در آن خواهر فعل، موضوع درونی (مفعول صریح) است بدساخت به شمار می‌آیند. وی تأکید دارد که موضوع برونی هیچ‌گاه نمی‌تواند در ساخت ترکیب دیده شود؛ حال‌آنکه در زبان فارسی شاهد انضمام فاعل به فعل در برخی ترکیب‌های فعلی همچون خداپسند یا ملاخور هستیم.
لیبر (۲۰۰۴) مطابق ’رویکرد معنی‌شناسی واژگانی‘ شش نقش معنایی ماده، موقعیت، حالت، مکان، تقید و موقعیت فضایی یا زمانی را برای تعریف نقش موضوع ارائه کرده، ترتیب این نقش‌ها و موضوع‌های آنها را به‌صورت پایگانی زیر نشان می‌دهد (۸۱):
[F1 ([argument])]
[F2 ([argument)], [F1 ([argument])])]
لیبر (۲۰۰۹) نیز تصریح دارد که در ترکیب‌های ناهم‌پایه (فعلی)، عنصر غیرهسته متمم هسته است. ترکیب‌هایی چون Sunday driver که در آن هسته ساخت موضوعی دارد اما عنصر غیرهسته تنها به توصیف هسته می‌پردازد، ’ترکیب وصفی 92‘هستند. وی ترکیب‌های برون‌مرکز را در زبان انگلیسی بسیار نادر دانسته و علت آن را سمت چپ قرار گرفتن موضوع فعلی به‌مثابه موضوعی تلویحی تبیین می‌کند.
۲-۲-۲-۶ زوئیکی (۱۹۸۵ و ۱۹۹۳)
زوئیکی (۱۹۸۵) هشت معیار نحوی برای تشخیص هسته برمی‌شمارد ازجمله موضوعیت معنایی، شاخص مطابقت، سازه‌ای صرفی- نحوی داشتن، برخورداری از چارچوب زیرمقوله‌ای و حاکمیت نسبت به خواهران، برخورداری از توزیع یکسان برای کل ساخت، اجباری بودن هسته و پایه بودن برای سازه‌های دیگر. او کاربرد هسته در صرف را نادرست می‌داند (ص 22).
زوئیکی (۱۹۹۳) نیز به تفاوت‌های هسته و وابسته پرداخته و هسته را ازلحاظ معنایی مشارک اصلی کل ساختار، به‌لحاظ نحو درونی، عامل ضرور آن و نیز مشخص‌کننده مقوله نحوی آن می‌داند. همچنین ازنظر صرفی،‌ هسته را جایگاه صرفی- نحوی و نشانگر ویژگی‌های صرفی- نحوی کل ساختار ازجمله در مطابقت و حاکمیت در نظر می‌گیرد؛ اما اشاره‌ای به ساخت موضوعی یا نقش‌های معنایی در ترکیب‌های فعلی نمی‌کند.
۲-۲-۲-۷ بوی (۱۹۸۸، ۲۰۰۵)
بوی (۱۹۸۸) جزء غیرفعلی ترکیب‌های فعلی را دارای نقش تتایی پذیرا برای آن فعل دانسته، در ترکیب اسم‌های برگرفته از فعل و جزء غیرفعلی همچون در واژه fire extinguisher ’توارث ساخت موضوعی‘93را باعث به‌ارث بردن موضوع پذیرا توسط اسم مشتق از فعل و سپس اعطای نقش تتای مناسب به واژه سمت چپ می‌داند.
بوی (۲۰۰۵) تمایز ترکیب و اشتقاق را از دو دیدگاه ’واحد و آرایش‘94 و ’واحد و فرایند‘95 بررسی کرده، به این جمع‌بندی می‌رسد که مرز قاطعی میان ترکیب و اشتقاق وجود ندارد. همچنین فرایند تبدیل برخی تکواژهای واژه‌های مرکب به نموند (همچون در جزء -شناسی ترکیبی چون زبان‌شناسی در زبان فارسی) را به‌عنوان نمونه‌ای از دستوری‌شدگی و شاهدی برای برهم‌خوردن خط فاصل مشخص میان ترکیب و اشتقاق ذکر می‌کند.
۲-۲-۲-۸ جنسن (۱۹۹۰)
جنسن (۱۹۹۰) با تقسیم‌بندی ترکیب‌های زبان انگلیسی به فعلی و غیرفعلی به ترکیب‌هایی نیز اشاره دارد که در این زبان نادر و کمتر زایاست: ترکیب متشکل از حروف اضافه و فعل. وی پسوند –er عاملی را دارای چارچوب زیرمقوله‌ای فاقد ساخت موضوعی و واجد نمود معنایی عاملی می‌داند اما چندان به دیگر نقش‌های معنایی و ساخت‌های موضوعی در ترکیب‌های فعلی نمی‌پردازد.
۲-۲-۲-۹ متیوز (۱۹۹۱)
متیوز (1991: 82) بین جزء فعلی و غیرفعلی ترکیب‌های فعلی ارتباطی معنایی مشابه ارتباط فعل و موضوع برقرار می‌نماید؛ درنتیجه،‌ ترکیب را بخشی از نحو به شمار می‌آورد. معیارهای پیشنهادی او ازجمله تکیه به‌مثابه معیاری واجی برای تشخیص ترکیب از غیرترکیب سودمند واقع می‌شود اما توجه چندانی به ساخت موضوعی و نقش‌های معنایی اجزای غیرفعلی ترکیب توسط او به عمل نمی‌آید.
۲-۲-۲-۱۰ میلر (۱۹۹۳)
میلر (۱۹۹۳: ۶۵) بر اساس اصل فرافکنی96 (چامسکی، 1981)، تنها آن دسته از ترکیب‌های فعلی را خوش‌ساخت می‌داند که همه موضوع‌های درونی فعل را در درون فرافکنی برآورده کند. به‌عبارت‌دیگر، نقش‌های تتایی درونی جزء فعلی باید با موضوع‌های اجباری آن برآورده شود. باریک‌بینی‌های او درزمینه ترکیب‌هایی با جزء فعلی نامفعولی و غیرکنایی در زبان انگلیسی و موضوع‌های درونی و برونی منضم به آن و نیز اشاره به سلسله‌مراتب روابط موضوعی برزنن و کانروا (۱۹۸۹) برای انواع نقش‌های تتایی پسوند –er شامل عامل،‌ بهره‌ور، دریافت‌کننده/ تجربه‌گر، ابزار، پذیرا/ پذیرنده و مکان از مباحث جالب‌توجه کتاب اوست.

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید