دیوان غنی
تصحیح
فصل دوم: آشنایی با سبک هندی و احوال و آثار غنی کشمیری
سبک هندی
اساس تفکّر در سبک هندی
عوامل پیدایش سبک هندی
ساختار سبکی بیت هندی
پیش مصرع و مصرع برجسته
دو شیوه در سبک هندی
مختصّات سبک هندی
شرح حال: زندگینامه
تخلّص شاعر
جایگاه علمی و ادبی
ویژگی های شعری غنی: زبانی، فکری، ادبی
بررسی زیبایی شناسی شعر غنی
محتسب ستیزی غنی
اوضاع سیاسی و ادبی عصرشاعر
تاریخ سیاسی دوران حیات غنی

غنی و حکومت

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ادبیّات در دوره گورکانیان هند
غنی، صائب و کلیم
غنی و عزلت
معرفی نسخه ها
جدول مقایسه ای نسخ
شیوه تصحیح
معرّفی علائم اختصاری و نشانه ها
فصل سوم : متن دیوان غنی کشمیری
پیوست
فصل چهارم : شرح و تعلیقات ابیات
فهرست منابع و مآخذ
چکیده انگلیسی………………………………………………………………………………………………………………………………
چکیده
غنی، از شاعران بزرگ فارسیزبان کشمیر است. شعر او آنچنان که از اشعارش بر می آید، سهل و ممتنع است. با این همه، گاه شعر او دچار پیچیدگیهایی میشود که فهم آن بر خوانندگان عادی دشوار است. در باب تدوین و گردآوری دیوان شعرش، بنا به تحقیق، نخستین بار محمّد‌علی‌ماهراکبرآبادی دیوانی از وی ترتیب داده است که البتّه این نسخه موجود نیست. نسخ موجود، همه بر اساس نسخهای که توسّط محمّد‌مسلم صنعی با همکاری لاله ‌ملک شهید فراهم آمده، استنساخ شده است. شعر او را باید در زمره ادبیّات تعلیمی شمرد، هرچند بارقههایی از زهد و عرفان نیز در آن دیده میشود. عشق در زبان او، عشقی آمیخته با حجب و حیاست. شاعر نه چون شاعران سبک عراقی به وصف امردان میپردازد و نه چون شاعران سبک هندی، دیوانش آمیخته به شهرآشوبسرایی و مادّه تاریخ نویسی است. هر چند در بعضی از نسخ، در پایان دیوان، اشعاری شبیه به شهرآشوب دارد، امّا این اشعار محدود و انگشتشمارند. سبک بیان غنی در سروده هایش کاملاٌ مطابق با خصیصه های بارز سبک هندی است. شعر او نیز به تبع سایر شاعران سبک هندی شعر مضمون است نه موضوع ؛ مضامین اعجاب انگیز این شاعر درویش مسلک مدح گریز در غزلیات و تک بیتی های ناب و بکرش آشکار می شود. مضامین بدیع ، خیال انگیز و باریک او که در زمینه اخلاق، تصّوف، فقر و ماورائیّت است؛ گاه آمیخته با تعقید و ابهام است . دیوان اشعار او سراسر مشحون است از نازک بندی ها ، تعبیرات و اصطلاحات و ترکیبات ویژه و ارسال المثل های ناب. او شاعری مستند و مسلمّ است از این روی عده کثیری ازسخنوران به تضمین اشعار او پرداخته اند. انواع زیورهای لفظی و معنوی با بسامد های گوناگون چاشنی سخنش شده و بر حلاوت معانی و لطافت الفاظ وی افزوده است.دیدگاه او در مورد شاعری ، ذمّ سرقت و تکرار و ضرورت تلمّذ نزد استادان فن از اشعارش دریافت می شود.
در این تصحیح،کوشیده شد تا با استفاده از پنج نسخه موجود (به استثنای نسخهای که کاملاً ناخواناست)، به تصحیح دیوان غنی پرداخته شود. این پنج نسخه، در حقیقت، استنساخ از دو نسخه متفاوتند. نسخه اساس (نسخه کتابخانهی ملّی)، و دو نسخه دیگر نیز، بر همین اساس به لحاظ تقدیم و تأخیر اشعار و نیز ترتیب ابیات در هر شعر، مشابه هم هستند. در میان نسخ سهگانه، یکی از نسخهها، پر از اغلاط نگارشی است که مشخّصاً از کم دقّتی کاتب رخ داده است. در این نسخه، واو عطف، به ندرت به صورت مستقل نوشته میشود. مثلا واو عطف در میان دو واژه «سر» و «کار»، نوشته نمیشود و به صورت «سرکارش» ضبط میشود. در ضبط نسخه اساس، بعضی کلمات نظیر راه نما، به صورت منفک از هم نوشته می شوند ولی کلماتی نظیر بیهوشی به هم چسبیده نوشته میشود. این دیوان در مجموع شامل149 غزل، 76 قطعه، 78رباعی و460 تک بیتی است. اشعار به هم پیوسته، در حدّ غزل های بلند ، کمتر دارد. او غالب مضامین خود را در قالب تک بیتی آورده است . قطعات وی نیز اغلب سه یا چهار بیتی و بعضاً دو بیت است. رباعیاتش متوسّط است و در قصیده و مثنوی موفقیّتی ندارد.
در باب کل دیوان، نکته قابل تأمّل اینکه غنی در بعضی از حروف الفبا، نظیر ردیفهای عین و غین، فا و قاف، کم سخن بوده. ردیف فا تنها یک غزل دارد. ردیف غین و ردیف و او تنها چهار بیت دارد. تصحیح دیوان، با توجّه به مشکلاتی که در خوانش متن نسخ وجود داشت، و نیز اشتباهات فراوان کاتبان برخی از نسخ، سخت بود و گاه طاقتفرسا. از سویی، مشکل دیگری که در این پژوهش با آن مواجه بودیم، کمبود اطّلاعات راجع به غنی بود.
کلیدواژگان: نسخه، غنی کشمیری، دیوان، تصحیح و تحشیه، سبک هندی، قرن یازدهم قمری.
مقدّمه
نسخ خطی ، سخن گویان خاموش و دوستان ارزنده بی زبان که هر یک گنجینه ای از علم و ادب را لابه لای برگ های خود نگاهداری کرده اند تا به مقتضای زمان و مکان راز خویش را بر اهل آن باز گویند، از گرانبها ترین میراث مکتوب هر قومی است و نشان دهنده جریانات و تحوّلات گذشته اقوام و میزان غنای فرهنگی و اجتماعی آنها به شمار می رود.اگر چه شناخت ارزش این آثار بر جای مانده از روزگاران پیش برای همه ممکن نیست، امّا بر اهل فن و آشنا به ارزش و بهای گران آنها ارجمندی این آثار ناشناخته نیست و جای تأسّف است که این افراد به دلایل بی شمار از فراغت بال و امنیّت خیال برخوردار نیستند که بتوانند در گوشه ای بنشینند و فارغ ازقیل و قال با این سخن گویان خاموش به گفت و گو بپردازند، پرده از اسرارشان بردارند و حاصل اندیشه های بزرگان درگذشته را در اختیار معاصران خویش قرار بدهند.
رساله حاضر در پنج فصل عمده، تحت عناوین کلیّات تحقیق ، احوال و آثار غنی کشمیری و معرّفی سبک هندی و مختصّات آن در شعر غنی، متن اصلی نسخه، پیوست، شرح و تعلیقات ابیات فراهم آمده است.
در بخش کلیّات به بیان مسئله و سوألات تحقیق، فرضیه ها، روش تحقیق، پیشینه تحقیق و تعریف موجزی از واژگان ( نسخه خطی ، غنی ، دیوان غنی، تصحیح )پرداخته شده است. فصل بعدی به معرّفی بیشتر مصنّف، شرح حال و سبک شاعری او و سپس معرّفی نسخ به کار گرفته شده از این کتاب و در نهایت بیان شیوه تصحیح اختصاص یافته است.
تصحیح این اثر بر مبنای شیوه بینابین صورت گرفته است.در خصوص انتخاب دیگر نسخ ، مبنای ما در دسترس بودن نسخه بوده است. نسخ معرّفی شده در فهرست نسخه های خطّی دانشگاه تهران و موجود در کتابخانه های عمومی و شخصی در ایران جمع آوری شده است. از یک نسخه چاپ سنگی نیز در مواردی که در خواندن یا معنی در چهار نسخه خطی دچار مشکل می شدیم، استفاده نمودیم؛ امّا در موارد اختلافی اولویّت را با نسخ خطی قرار دادیم. به علاوه، در مواردی معدود که در شرح لغات و معانی ابیات به دشواری هایی بر می خوردیم، از حواشی این نسخه بهره برده ایم.
روش کار آن بوده است که ابتدا با مقایسه نسخ در دست و ارزش گذاری آنها با در نظر گرفتن ملاک هایی نظیر قدمت، نیکو بودن خط، کم غلط بودن، نسخه کتابخانه ملّی را نسخه اساس قرار داده و پس از از آن سعی شده ضبط درست و صحیح که نزدیک به سبک و زبان شاعر است را به روش بینابین انتخاب نموده تا در معرض دید و داوری خواننده گیرد. بدین نحو که پس از انتخاب نسخه اصلی و خوانش مکرّر و استنساخ دقیق آن، به مقابله با سایر نسخ پرداخته شده است و در مواردی که اطّلاعات نسخه اساس پاسخگو نبوده ، از سایر نسخ استفاده شده است و در همه موارد اختلاف بین نسخ در پاورقی و بعضاً در پیوست ذکر شده است. در مواردی که دیگر نسخ بر نسخه مبنا ارجحّیت داشتند، این ارجحیّت بر مبنای درستی وزن و معنا یا معنای بهتر بوده است ،. از آنجا که خواسته ایم خواننده بداند که فلان واژه در نسخه اساس چه بوده است ، واژه نسخه مبنا را حذف نکرده و در پاورقی ذکر کرده ایم.
بخش پایانی رساله نیز به شرح دشواری ها و تعلیق ابیات، توضیحاتی پیرامون ترکیبات و واژگان دشوار و ذکر آرایه های ادبی برجسته اختصاص یافته است.
در این پژوهش، کوشیدیم تا با مطالعه و خوانش دقیق نسخ موجود از متن دیوان غنی کشمیری، به ارائه نسخهای نو ، منقّح و کامل از این اثر ارزشمند فارسی بپردازیم.
فصل اوّل
کلیّات تحقیق
1-1- بیان مسأله و سوألات تحقیق
نسخههای خطّی، میراث مکتوب و معرّف هویّت علمی، فرهنگی و اجتماعی ملّتها میباشند. از قدیم و به گواه تاریخ، ادبا و شعرای فارسی زبان در سایر کشورهای فارسی زبان، آثار فراوانی خلق کردهاند که حفظ و احیای آنها رسالت علمی و فرهنگی پژوهشگران است. احیای این آثار موجب شناخت هر چه بیشتر مجاهدات و قابلیّتهای علمی اندیشمندان پیشین و نیز پاسخگویی به بخشی از نیازهای علمی پژوهشگران جدید خواهد بود. لذا برای دریافت و درک مفاهیم و شناخت نسخ خطی و ادای وظیفه خود در قبال فرهنگ اصیل فارسی-ایرانی و خدمت به مراکز علمی و پژوهشی و پُرکردن جای خالی یک اثر علمی کامل پیرامون دیوان غنی، نگارنده به شرح و بررسی این اثر ممتاز ادبی پرداخته است.
برای درک بهتر مطالب کتاب، نگارنده، این پرسشها را مطرح کرده است:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4- غنی کیست؟
5- آیا خود او در طول حیاتش به تدوین دیوان پرداخته یا پس از مرگ وی، کسانی همّت ورزیدهاند و دیوان وی را گردآوری نمودهاند؟
6- چه خطاها و اشتباهاتی در متن نسخه اصلی کتاب وجود دارد و چه توضیحاتی برای تصحیح آنها ضروری مینماید؟
1-2- فرضیهها
4- در لغات و اصطلاحات متن نسخهها، اشتباهات تحریری و کتابتی وجود دارد.
5- برخی از واژهها و اصطلاحات متن نسخهها ناخوانا میباشد.
6- برخی از واژهها و اصطلاحات متن نسخهها افتاده و در نسخههای موجود، اختلافاتی وجود دارد.
1-3- روش تحقیق
روش تحقیق، کتابخانهای و تحلیلی و بر اساس مراجعه به فرهنگهای واژگان معتبر فارسی و تطبیق و مقابله نسخههای کتاب مورد تصحیح است. این روش، مستلزم دقّت و صرف وقت بسیار بوده است که نگارنده تا حد امکان کوشیده، آن را به نحو مطلوبی ارائه نماید.
شیوه تحقیق:
1-جستجو و یافتن نسخ موجود و سپس، اساس قرار دادن قدیمی ترین آنها.
2- بازنویسی نسخه ها و مقابله آنها با یکدیگر و ذکر موارد اختلاف، در پاورقی.
3-مشخّص کردن ابیات مفقود در نسخه اساس (نسخه کتابخانه ملّی) و الحاق آن به متن.
4- الحاق فصلی به رساله تحت عنوان «پیوست» مشتمل بر پانویس ها و تعلیقات مندرج در نسخ خطّی.
5- شرح و تعلیق ابیات ،عبارات و اصطلاحات مشکل و مبهم با استفاده از فرهنگ های واژگان معتبر فارسی و توجّه به شرح شارح در موارد خاص.
6-شرح واژگانی که به نظر مشکل می نمودند بر اساس لغتنامه دهخدا و فرهنگ لغت برهان قاطع.
7- مشخّص نمودن و شرح آرایه های ادبی از جمله : استعاره ، کنایه ، ایهام و…
8- معرّفی سبک هندی و بررسی ویژگی های سبکی اشعار غنی کشمیری
9- الحاق فصلی مبسوط به رساله مشتمل بر احوال شاعر.
1-4- پیشینه تحقیق
در باب شاعر شیرین سخن کشمیر، جز مقالاتی کوتاه که چندان مستند نیستند، اثری علمی که بتواند غنی را به درستی به فارسیزبانان معرّفی نماید، به زیور طبع آراسته نشده است. دیوان وی نیز، مغفول مانده است. کتابی به نام دیوان غنی کشمیری در بازار کتاب موجود است که چندان مستند و علمی نیست، چه، مصحّح، بدون استناد به نسخ متعدّد، و یا دست کم، معرّفی آنها و نشان دادن موارد اختلاف، صرفاً بر اساس ذوق خویش، کتابی را روانه بازار کرده است. کوشش بر این است که در این پژوهش، تصحیحی مستند و مستدّل، محشّی به تحشیه و همراه با شرح مشکلات، انجام پذیرد، امید که مقبول افتد.
1-5-اهداف تحقیق
6- احیای بخشی از میراث مکتوب و فرهنگی کشورمان و تقدیم آن به محافل علمی، ادبی و دانشگاهی کشور.
7- بررسی احوال و آثار شاعر و سبک شعری او.
8- بررسی دیوان غنی کشمیری.
9- بازشناسی یکی از شاعران بزرگ فارسیزبان غیرایرانی.
10- ارائه تدوین نسخه ای نو از دیوان غنی کشمیری.
1- 6- تعریف واژگان
1-6-1- نسخه خطّی
آثار ماندگار و کهن برجای مانده از دانشمندان، شاعران و نویسندگان فارسیزبان که یا به دست خودشان کتابت شده و یا توسط کاتبان، استنساخ شده است. برخی از نسخههای خطّی، منحصر به فرد هستند، به این معنی که؛ فقط یک نسخه از آن باقی مانده است. از برخی نسخهها نیز، دو یا چند نمونه باقی مانده است، که البتّه در چنین مواردی تصحیح و مقابله، دقیقتر خواهد بود.
1-6-2- غنی
مّلا محمّد طاهر متخلّص به« غنی » معروفترین و بزرگترین شاعر پارسی گوی کشمیر است که در قرن یازدهم هجری می زیسته است .شهرت شاعری او در حین حیات شبه قارّه پاکستان ، هند و حتّی ایران را فرا گرفته بود.طرز تفکّر و اندیشه هندیانه در شعر او متجّلی است. نه تنها بیدل و اقبال که از سرآمدان سبک هندی اند بلکه اغلب شاعرانی که در دوره صفویه از ایران به کشمیر مهاجرت کردند مرتبه وی را در شاعری مسلّم دانسته و سبک هندی را به تقلید از او دنبال کرده اند .غنی در خلق مضامین تازه و بکر ،خوش خیالی و نازک مثالی در بین هم عصران نیست همتاست.
شعر او شعری سهل و ممتنع است، آنگونه که خود وی میگوید:
می نماید سخنم ساده ولی بی ته نیست
از ته چشمه آئینه کسی آگه نیست
شعر غنی شعریست که خوانش آن، بدون استفاده از علائم نگارشی امروزی ، آنچنان سخت و پیچیده میشود که دست کم، سه بار باید قرائت شود تا به معنای صحیح آن دست یافت.
در شعر غنی، گاه مضامین ناب و واژگان و ترکیبات خاصّی مشاهده میشود که به نظر میرسد از ابداعات خود غنی است.
بس که هم چون آسیا می نالم از بیداد خویش
می کشم در گوش خود انگشت از فریاد خویش
کمان پیش دو ابرویش به دعوی رفت و از خجلت
تهی کرد آن چنان قالب که آوردند بر دوشش
برجسته ترین ترکیبات خلّاقانه او از این قرارند:
پای نگارین (پای خضاب کرده که گویا با نقش و نگار خاصی همراه بوده)، پر بی دهن ( وصف مبالغه آمیز آنکه دهانی کوچک دارد.) ، جلوریز(به شتاب و تیز) ،تهمت کردن به جای تهمت زدن، شعله آواز و… .
1-5-3- دیوان غنی
محمّد‌ علی ‌ماهر اکبرآبادی نخست کسی بود که دیوان غنی را گردآوری کرده است و اکنون نسخه مذکور موجود نیست. نسخههایی که در دست است، در۱۰۷۹ق. توسّط محمّد ‌مسلم صنعی با همکاری لاله ‌ملک شهید گردآوری شده است. گردورنده آن نیز دیباچهای بر آن افزود و در حاشیه نیز شرحی بر آن نگاشته است. معمولاً بیت آغازین در نسخ موجود این بیت است:
جنونی کو که از قید خرد بیرون کشم پا را
کنم زنجیر پای خویشتن دامان صحرا را
ولیکن، در بعضی نسخ، مقدّمهای پیش از آغاز اشعار ذکر میشود که با این جمله آغاز میشود:( ای ذات تو سر دفتر افراد وجود/ هر بود و نبود را ز بود تو نمود… قادری که گلهای رنگین معانی…جنونی کو که از قید…).
در بعضی نسخ، شرحی بر ابیات ، واژگان و اصطلاحات مهم نوشته شده است.
قوالب شعری دیوان غنی کشمیری
این دیوان در مجموع شامل149 غزل، 76 قطعه، 78رباعی و460 تک بیتی است. اشعار به هم پیوسته، در حدّ غزل های بلند ، کمتر دارد. او غالب مضامین خود را در قالب تک بیتی آورده است . قطعات وی نیز اغلب سه یا چهار بیتی و بعضاً دو بیت است. رباعیاتش متوسّط است و در قصید و مثنوی موفقیّتی ندارد. اشعاری پراکنده نیز در پایان برخی از نسخ دیوان شعرش آمده که نشان می دهد که وی در سرودن یک تضمین ، یک مادّه تاریخ و دو مثنوی در وصف زمستان و قطعاتی در رثای شعرای معاصرش نیز طبع آزمایی کرده است.
1-5-4- تصحیح
تحقیق و بررسی در مورد نسخههای خطّی و اصلاح آنها و ارائه متن صحیح، دقیق و سلیس با استفاده از فرهنگهای لغت، کتب تاریخی و مقابله نسخهای مختلف(در صورت وجود).
فصل دوم
آشنایی با سبک هندی و احوال و آثار غنی کشمیری
2-1 سبک هندی
سبک هندی اصطلاحی است برای یک نوع شعر فارسی که در قرن 10 و 11 هجری متداول و رایج شد – مقابل شیوه خراسانی یا سبک عراقی و شیرازی – بعضی مخصوصاً امیری فیروزکوهی با این اصطلاح موافق نیستند و برآنند که آن را سبک دوران صفوی نام نهند .
تغییر اصطلاحی است که زبانزد عموم اهل ادب شده است چندان ضرورتی ندارد و حتّی بحث در آن زاید و بیهوده است . شاید هم این اصطلاح از این ناشی شده است که غالب شعرای فارسی گوی هندوستان یا شاعران ایرانی به هندوستان رفته بدین شیوه سخن گفته اند که نمونه کامل این سبک صائب و بیدل هستند .
بدیهی است وجه مشترکی میان گویندگان این سبک وجود دارد . امّا بیان وجه اشتراک به طوریکه جامع و مانع باشد قدری دشوار می نماید و مخصوصاً اگر به شیوه سبک شناسان بخواهند وارد تکنیک قضیه شده و به طور دقیق مشخّصات فنّی آن را بیان کنند ملال انگیز و برای خوانندگان خسته کننده میشود. (رجوع شود به: دشتی،1364: 52-51)
2-1-2 عوامل پیدایش سبک هندی
2-1-2-1 مذهب
حکومت صفویّه ایدئولوژی مذهبی شیعه را ترویج می کرد و به شعر مدحی و درباری توجّه نداشت. لذا شاعران به دنبال قصیده و شعر مدحی نرفتند . علاوه بر این به شعر عاشقانه و زمینی هم بهایی نمی داد و از طرف دیگر با آموزه های سنّتی عرفانی علی القاعده در تضاد بود . از این رو توجّه شاعران به امور جزئی و پند و اندرز و توصیف و بیان امور طبیعی و تبدیل موضوعات کهن به مضامین تازه و در حقیقت بازسازی اندرزها و تمثیل های کهن در زبانی جدید معطوف شد. بیرون آمدن شعر از دربار و از بین رفتن طبقه شاعران درباری و در معنای قدیمی و سنتّی آن باعث شد که همه اصناف حقّ ادعّای شاعری بیابند زیرا دیگر شعر و شاعری در انحصار طبقه خاصّی نبود و شاعر بودن شرایط خاصّی را از قبیل فضل و آشنایی با ادب عرب و عجم نداشت .
از این رو در اسامی شاعران این دوره به انواع مشاغل برمی خوریم : قصّاب کاشانی قصّاب بود . علی نقی قمی بنّا بود . شاهپور تهرانی بازرگان بود . زکی همدانی نعلگر بود . شاردن در سیاحتنامه خود می گوید که شاعران شعر خود را در قهوه خانه ها می خواندند . برخی از شاعران هم قهوه چی بودند : ملّا شکوهی، میرالهی همدانی.(شمیسا،1382: 284)
2 -1-2-2 سفر به هند
عدم درآمد از شعر مدحی باعث شد که شاعران جهت امرار معاش یا ثروت اندوزی به دربارهای هند روی آورند. زیرا آنجا هنوز به آیین قدیم بازار قصیده و مدح رونق داشت . شاعران به طلب پول و به اصطلاح نظامی عروضی در طلب «انتجاع» به هند می رفتند و در دربارهای آنجا به مقام ملک الشعرایی دست می یافتند و پس از کسب شهرت و ثروت به ایران باز می گشتند . آشنایی با تفکّرات هندوان و معارف آنان تا حدودی در تعیین سبک دخیل بود.( رجوع شود به: همان: 285-284)
2-1-2-3 توسعه اصفهان
اصفهان که پایتخت و محل اجتماع شعرا و فضلا بود ، توسعه بی سابقه ای یافت و تبدیل به مادر شهر و به اصطلاح متروپولیتن (Metropolitan)گشت . حتّی می توان گفت که اصفهان در آن زمان شهری صنعتی بود و در آن کارخانه های متعدّد قالی بافی و شیشه گری و کاشی سازی و … مشغول به کار بودند
به جز اصفهان شهرهای دیگر ایران هم رشد و توسعه و شور و جنبشی یافتند . مثلاً کاشان از مراکز مهمّ شاعران و هنرمندان و دانشمندان بود . هنوز از کاروان سراها و پل ها و مدرسه ها و راه های دوره صفوی چیزی باقی است . (همان: 286)
2-1-2-4 رفاه اقتصادی
رفاه اقتصادی مردم در دوره صفویه و آبادانی شهرهای ایران و رونق تجارت (تجارت خارجی ، روابط پولی ، واردات و صادارات) و کسب و کار این امکان را هم برای همه مردم پدید آورده بود که هرکس به وسع خود به نحوی به امور فرهنگی از جمله ادبیّات و شعر و شاعری هم بپردازد . در تاریخ ها و سفرنامه های این دوره از قهوه خانه های اصفهان سخن گفته اند که شاعران آنجا جمع می شدند و به مشاعره و مناظره و نقد ادبی می پرداختند و گاهی شاه نیز در این محافل حضور مییافته است .
2-1-2-5 علاقه شاهان صفوی به فرهنگ
هرچند شاهان صفوی در نفوذ زبان ترکی در ایران سهم فراوان دارند اما کم و بیش به زبان فارسی هم کتاب نوشته اند یا شعر گفته اند یا به ادب توجّهی نشان داده اند . شاهان صفوی مقام شیخی و رهبری طریقت داشتند و از این رو می باید خود را در مقام فرهنگی والایی نگاه می داشتند و علاوه بر این با رؤسای مذهب در تماس نزدیک بوده اند . (همان: 287)از طرف دیگر رقبایی چون شاهان عثمانی و هندی داشتند که همه به مسائل فرهنگی توجّه داشتند . این عوامل باعث شده بود که به طور کلی شعر و شاعری و هنر و معماری مورد توجّه قرار گیرد . هنرهایی چون قالی بافی ، سفالگری ، شیشه سازی ، نقّاشی ، تذهیب و خوشنوسی در دوران صفویّه رشد فراوان یافتند . بهزاد (زمان شاه اسماعیل) و رضا عبّاسی (زمان شاه عبّاس) از مفاخر هنرند . (همان: 287)
2- 1- 3 ساختار سبکی بیت هندی
قالب شعر در سبک هندی تک بیت است نه غزل ، منتها این ابیات بانخ قافیه و ردیف به هم وصل شده و شکل غزل یافته اند .
ساختار بیت هندی چنین است که در مصراعی مطلب معقولی گفته شود ؛ یعنی، شعاری مطرح شود (که به لحاظ نقد ادبی نمی توان به آن شعر گفت) و در مصراع دیگر با تمثیل یا رابطه ی لفّ و نشری متناظر یا تشبیه مرکّب، آن را محسوس کنند .
همه هنر شاعر در این مصراع اخیر است یعنی در مصراعی که باید معقول را محسوس کند و هرچه رابطه بین دو مصراع هنری تر و منسجم تر باشد دلنشین تر است . صائب مکرراً به اهمیّت این مصراع اشاره کرده است :
از پیچ تاب اهل سخن صائب آگه است
چون سرو هر که مصرعی ایجـاد می کـند
بدین ترتیب مهم ترین بحث سبک هندی در حقیقت حتّی بیت هم نیست بلکه مصرع است .
شاعر بزرگ در سبک هندی شاعری است که ذهن او بتواند مدام بین معقول و محسوس روابط تازه ایجاد کند . رابطه بین دو مصراع به هر حال باید تشبیهی باشد و سعی در این است که وجه شبه تازه باشد . همین موضوع اندک اندک باعث شد که تا وجوه شبه متعارف و زود یاب ، تمام شود و شاعران روز به روز به سراغ ربط یا وجوه شبه دورتر بروند و ابیاتی گفته شود که فهم ربط بین دو مصرع دشوار و حتّی گاهی غیر ممکن باشد ، از این رو می گویند شاعران سبک هندی مضمون ساز هستند، مانند :
سبکرو جای خود وا می کند در سنگ اگر باشدچوآب افتاد در ره جویباری می شود پیدا
(صائب تبریزی)با کمال احتیاج از خلق استـغنا خوش است
با دهان تشنه مردنبرلب دریا خوش است
(صائب تبریزی)تا خیال گریه کردم یار رفت
این غزال از بوی خون رم می کند
در تمام این مثال ها مصراع اول و مصراع دوم مشبهٌ به محسوس است. (رجوع شود به:همان: 289-287)
2- 1- 4 پیش مصرع و مصرع برجسته
آنان به مصراع معقول که مهم نیست «پیش مصرع» و به مصرع محسوس که باید هنری باشد «مصرع» می گفتند، که اگر درخشان بود مصرع برجسته خوانده می شد. به طوریکه از تذکره های آن دوران بر می آید شاعر معمولاً به فکر مصرع برجسته بود و بعد از یافتن آن بود که برای کامل کردن آن پیش مصرعی می ساخت و به اصطلاح آن را به پیش مصرع می رساند .
نوشته اند که صائب در راه ، سگ نشسته ای را دید و به نظرش آمد که سگ وقتی نشسته است سرش را بلند میکند اما وقتی که ایستاده است سرش را پایین نگه می دارد، پس این مصرع را گفت : «سگ نشسته ز استاده سرافرازترست ». سپس پیش مصرع رساند: «شود از گوشه نشینی فزون رعونت نفس !» که به حساب ما ، مصراعی که اول گفت (مصرع برجسته) مصرع محسوس و مصرع دوم (پیش مصرع) مصراع معقول است . در حقیقت صائب موضوع افزونی رعونت نفس را ازگوشهنشینی با وصف حالت سگ در نشستن و ایستادن تبدیل به مضمون کرد .
همچنین از اشعار شاعران این دوره میتوان استنباط کرد که گاهی برعکس نخست ، برپیش مصرعی تأمّل میکردند و سپس برای آن مصرع برجسته ای میساختند:
از تو قبیلهای به نکویی مَثَل شود
چونپیش مصرعی که زمینغزل شود
(تأثیر)امّا در صائب نوعاً برعکس است و تکیه روی مصراع محسوس است:
مصرع برجسته صائب بی نیاز از مصرع است
با قیامت یار را همدوش دیدن مشکل است
(رجوع شود به: همان، 291-290)
2-1- 5 دو شیوه در سبک هندی
شاعران سبک هندی دو گونه اند : یکی امثال صائب و کلیم و حزین یعنی بزرگان سبک هندی که اولاً ابیات آن قابل فهم است و ثانیاً بین ابیات آنان به سبک قدما ارتباط است و شعر کم و بیش وحدت موضوعی یا ارتباط عمودی دارد و ثالثاً بسامد ابیاتی که ساختار سبک هندی داشته باشد در شعر آنان خیلی زیاد نیست . یعنی ابیات معمولی هم دارند و رابعاً زبان آنان زبان روان و درستی است .
دوم شاعرانی که به آنان خیال بند و رهروان طرز خیال می گویند که معمولاً معروف نیستند و سبک هندی را به سوی افول بردند . اولاً بنای شعر آنان بر تک بیت است و ثانیاً بسامد ابیات هندی در آنها بسیار زیاد است و ثالثاً فهم رابطهی دو مصراع آنان دشوار است و رابعاً در زبان سهلانگارند. از جمله: میرزا جلالالدین اسیر شهرستانی، قدسی، کلیم و بیدل دهلوی. (رجوع شود به:شمیسا، 1382: 293-292)
2-1- 6 مختصّات سبک هندی
2-1-6-1 زبان
چنانکه گفتیم رو آوردن طبقات مختلف مردم به شعر – که عمدتاً تحصیلات ادبی نداشتند – باعث شد که زبان کوچه و بازار به شعر راه یابد و از این رو خون تازه ای در زبان شعر دمیده شد . از طرفی وسعت دایره واژگان شعر گسترش یافت و از سوی دیگر بسیاری از لغات ادبی قدیم در صحنه شعر رخت بربست به نحوی که می توان گفت زبان شعر سبک هندی ، زبان جدید فارسی است و دیگر از مختصّات زبان قدیم مخصوصاً سبک خراسانی در آن خبری نیست . در این سبک لغاتی چون: نزاکت، قالی، شیشه، کاروان، پل، داغ، سفال، سپند، سرمه، سمندر، فلاخن، مخمل و رنگین، ایدون، ایدر، درونه و … را گرفتهاند .
زبان شعری سبک هندی را باید زبانی واقع گرا قلمداد کرد ، زیرا زبان حقیقی مردم آن دوره بوده است . مثلاً : بر اثر گسترش روابط ایران و فرنگ در این دوره اصطلاحاتی چون فرنگ عشوه و فرنگ جلوه و فرنگی طلعت در شعر سبک هندی به چشم می خورد .
2-1-6-2 فکر
شعر هندی شعری معنی گرا است نه صورت گرا و شاعران به معنی بیشتر توجّه دارند تا به زبان . به قول یکی از ادبا هیچ معنا و مضمونی در جهان نیست که در شعر صائب نیامده باشد .
ادبیّات سبک هندی مینیاتوری است و طول و عرض معنا از یک بیت بیشتر نمی رود و فوقش تحسین و اعجابی را در حدّ یک بیت برمی انگیزد و باعث می شود که در دفتری یادداشت شود و بر دیوار قهوه خانه ای یا صفحات بیاضی نقش بندد .
کار شاعران سبک هندی ترجمه مطالب فلسفی و عرفانی و غنایی گذشتگان به بیان سبک هندی بود و آن را علی رغم صورت مبهمش ساده فهم تر و خلاصه تر می کرد :
می نهم در زیر پای فکر ، کرسی از سپهر
تا به کف می آورم یک معنی برجسته را(کلیم)(رجوع شودبه: شمیسا، 1382: 297-295)
شعر سبک هندی شعر مضمون است نه موضوع ، اما از آنجا که حد موضوعات رسمی ادبی شکسته شده است ، هر موضوعی می تواند در ادبیّات مطرح شود و این نهایتاً به سود ادبیّات فارسی تمام شده است .
یک نکته قابل توجّه در شعر این دوره ورود افکار و لغات مربوط به مذاهب و آداب و رسوم هندوان است .
2-1-6-3 ادبیات
در سبک هندی چندان به بدیع و بیان توجّه نمی شود . البتّه تشبیه اساس سبک هندی است اما از دیگر امور بدیعی و بیانی جزء به صورت طبیعی و تصادفی خبری نیست زیرا شعر سبک هندی شعر مضامین اعجاب انگیز و ایجاد رابطه های غریب است .
از همه صنایع بیشتر، تلمیح موردنظر شاعران این دوره است که در مضمون سازی نقش فعّالی دارد و می تواند از مصالح کار باشد. یک موضوع مهم در شعر این دوره مخصوصاً در شعر صائب وفور اصطلاحات سبک شناسی و نقد ادبی چون معنی بیگانه، مضمون رنگین، معنی برجسته، معنی غیر، مضمون بستن، طرز خیال، طرز تازه، رنگینی فکر، معنی پیچیده، مصرع بلند، زمین غزل …..است که میتوان آنها را جمع کرد .
قالب مسلّط در این دوره علی الظاهر غزل است ، اما غزلی که حدّ و حدود ندارد و مثلاً به حدود 40 بیت هم می رسد و تکرار قافیه در آن امری طبیعی است . علّت آن است که در حقیقت شاعر سبک هندی تک بیت گو است یعنی قالب حقیقی مفردات است ، منتها شاعر این ابیات مستقل را به وسیله رشته قافیه و ردیف به هم گره زده است .
مهیّا شو دلا در عشق انواع ملامت را
که سنگ کم نمی باشد ترازوی قیامت را
در آن گلشن که عمر باغبان از گل بود کمترزهی غافل که ریزد برزمین رنگ اقامت را
تک بیت ها جنبه ارسال المثلی دارند و از این رو تمثیل مهمترین عنصر ادبی شعر این دوره است . به سبب جنبه ارسال المثنی ، بیت دهان به دهان می گردد و اسم شاعر فراموش می شود به طوری که می توان گفت معروف بودن بیت و مجهول بودن اسم شاعر یکی از مختصّات شعر سبک هندی است ! (رجوع شود به: همان: 300-298)
2-1-6-4 مسامحه های لفظی
شیوه سخن شاعران سبک هندی از روش استادان سلف چون رودکی، ناصر خسرو، مسعود سعد، منوچهری، فرخی و انوری دور می شود . دیگر آن پاکی انشا، استواری، ترکیب جمله، همچنین سلامت و روشنی بیان استادان فارسی و عراق در این گروه دیده نمی شود .
اجزای جمله سرجای خود قرار نمی گیرد و افعال مناسب بنا به ضرورت شعری جای خود را به افعال دیگر می دهد . «ساختی» و «نمودن» به جای «کرده» به کار می رود ، کلمات و جمله های محاوره ای و بازاری وارد شعر می شود و خلاصه در شیوه بیان کارهایی مجاز می شود که در زبان استادان متقدّم به ندرت دیده می شود.
گویندگان سبک هندی می خواهند مضمون تازه ای بیاورندیا تخیّل بسیار دقیق و ظریفی را در قالب لفظ بریزند و چون گنجایش الفاظ محدود است ، به استعاره روی می آورند ، همه اینها کار را دشوار می کند و دیگر فرصتی برای جستجوی کلمات مناسب ومجالی برای دقّت در جمله بندی برایشان باقی نمی گذارد .
شاعر هندی می خواهد بگوید ظاهر آراسته و آرام من دلیل به آسودگی و خوشی باطن نیست از این رو به یک تمثیل حسی دشواری متوسّل می شود : حنا ظاهر سبز دارد ولی رنگ سرخ پس می دهد :
بیرون همه سرسبز و درونم همه خونست
از حالت من برگ حنا را که خبر کرد ؟
صائب بیش از هر شاعر دیگری مضمون تازه آفریده است و متأسفانه به همین دلیل بیش از دیگران در دیوان وی مسامحه های لفظی دیده می شود :
تخم امیدی ندارم تا کنم باران طلـب
آب اگر در دیده اختر نباشد گو مبـاش
آنکه شد گوهر جان در جهان پا مالش
کاش یک بار نگاهی «به ته پا» می کرد
(دشتی، 1364: 68-65)
2-1-6-5 باریک خیالی

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید